دانستنیهای سپیتام
1397/06/14 12:29

دانستنیهای سپیتام شهریور 97

 

 

 

 

 

 

صحبت با شما:

همراهان گرامی سپیتام سلام

در این آشفته بازاری که قیمت دلار لحظه به لحظه بالا می رود و فساد بسان تار عنکبوت همه جا را فرار گرفته و هیچ کس نمیداند آینده چه میشود، همه  مخصوصا ما صاحبان کسب و کار سردرگم و مضطرب منتظریم تا ببینیم چه پیش می آید.

ای کاش مسئولین به جای دست دست کردن فکری به حال وضع موجود کنند و تا اوضاع از این خرابتر نشده راه حلی بیابند.

مقاله ای که در پایان این خبرنامه آمده شاید درددلی باشد برای بیان یکی از اصلی ترین ریشه های مشکلات کشور.  توصیه می کنم حتما آن را مطالعه نمایید.

 امیدواریم با کمک هم بتوانیم از این تنگنا به سلامت عبور کنیم.

 

لطفا ما را به دیگران معرفی کنید!

 

مقاله منتخب این ماه:
تفاوت بین سوییچ های با فن و بدون فن

 

معرفی محصول:

 

 

 مقاله مدیریتی: 

زرنگ بازی یا سقوط اخلاقی

 

 

اصولا ما ایرانی ها آدمهای "زرنگیهستیم. جان به جانمان کنند در هر فرصتی به دنبال "زرنگ بازی" و سوء استفاده از فرصتها هستیم. البته "زرنگ بازی" از بعد منفی آن! چون ادعایمان میشود که باهوشیم و می توانیم خیلی جاها میان بر بزنیم و حتی به قیمت پایمال کردن حقوق دیگران به منفعت شخصی خود دست پیدا کنیم. منفعت های زودگذری که نهایتا به ضرر خودمان و جامعه مان تمام میشود ولی چون اکثرا هوش اجتماعی بالایی نداریم متوجه نمیشویم با این به اصطلاح "زرنگ بازی" چه بلایی سرخودمان و فرزندانمان و به معنای کلان بر سر جامعه مان  آورده ایم. زرنگ بازی که در واقع به بی فرهنگی و یا حتی بدتر از آن به بیشعوری تنه می زند.

وقتی در جامعه افرادی که حقوق دیگران را پایمال می کنند، به عنوان شهروند «زرنگ» و «باهوش» شناخته شوند، مسلما جامعه به سمت بی مسئولیتی حرکتی می کند.

مشخص نیست از کی و کجای تاریخ  این مدل رفتار در ما ایرانی ها نهادینه شده است اما به نظر ریشه بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی ما همین بی مسئولیتی هاست. متاسفانه مصادیق زیادی از این زرنگ بازی ها و بی مسئولیتی ها در جامعه ما وجود دارد که  بخواهیم همه را بیان کنیم در این مقال نمی گنجددر این نوشتار چند نمونه از زرنگ بازیهای ایرانیان بیان میشود:

مثال مشهود این رفتار رانندگی ما ایرانیان است. سبقت گرفتن از سمت راست، در ترافیک ها لایی کشیدن و  از شانه خاکی رفتن، تغییر مسیرهای ناگهانی و پشت چراغ قرمز نماندن، همه نمادهایی از زرنگ بازی ایرانی هاست. حتی  دیده ام کسانی را که ادعای تحصیلات و فرهنگ دارند اما به محض فراهم شدن فرصت، جان سرنشینان را به خطر می اندازند که مثلا از یک یا چند ماشین جلو بزنند و دلشان قنج می رود که چه شاهکاری کرده اند.

یکی دیگر از مصادق زرنگ بازی کم‌کاری است که یکی از شایع‌ترین آفت‌های محیط‌های کارمندی است. کم‌کاری‌ای که از آن به زرنگ بازی تعبیر می‌شود. اگر شما بتوانید کار محوله به خود را که طی دو ساعت به اتمام می‌رسد یک روز طول بدهید، زرنگ هستید و اگر این زمان به چند روز بکشد زرنگ‌تر ‌و حتما اگر کار دو ساعته را یک هفته‌ای انجام بدهید نابغه محسوب می‌شوید. این روندی است که آدم زرنگ‌های شاغل در اداره‌های دولتی و البته خصوصی برای خودشان دارند. چراکه طول کشیدن این کار در حقوق پایان ماه افراد تفاوتی ایجاد نمی‌کند و از سوی دیگر پایان کار دو ساعته به معنای آغاز کار جدید است. این یک زرنگ بازی شایع است. حالا بماند که بسیاری از کارمندان زرنگ دیدن فیلم و سرزدن به شبکه های اجتماعی و البته خریدهای منزل را در ساعت اداری انجام می‌دهند تا در وقت خودشان صرفه‌جویی کرده و البته نمادی باشند برای یک آدم زرنگ.

دانشجویانی که با پول دولت درس میخوانند و از خوابگاه  و دیگر امکانات دولتی استفاده می کنند در نهایت  به جای انتخاب یک پایان نامه ای که به درد حل مشکلات کشور بخورد به دنبال آسانترین و آبکی ترین موضوع برای فرار از مسئولیت انجام  پایان نامه هستند و تعدادی هم به دنبال کپی کردن یک پایان نامه آماده هستند. این نیز نمونه بارز یک زرنگ بازی درد آور است که باعث می شود تعداد بی سوادان مدرک به دست درجامعه زیاد شود.

استاد دانشگاهی که از جان و دل تدریس نمی کند و برایش مهم نیست دانشجویانش درس را فهمیده اند یا نه و فقط به فکر این است دانشجو از نمره اش راضی باشد و موقعیتش را به خاطر نارضایتی دانشجوها از دست ندهد.

فارغ التحصیلان علوم انسانی مثل جامعه شناسان و روانشناسان که هیچ تلاشی برای فهم مشکلات جامعه نمی کنند و راه حلی ارائه نمیدهند و تحقیقاتشان در گوشه خانه خاک میخورد.

پزشکانی که برای فرار مالیاتی در مطب از دستگاه کارتخوان استفاده نمی کنند و باعث مشکل برای بیماران خود می شوند. برای کسب سود عملهای جراحی غیر ضروری انجام میدهند و موقعیت مالی بیمار خود را درک نمیکنند. هیچ مسئولیتی در قبال بیماران بدحال خود ندارند و در تعطیلات عید شغل خود را رها می کنند و میروند و تلفن هم جواب نمی دهند.

مهندسی که مدرک نظام مهندسی اش را می گیرد و با یک امضا بدون کارشناسی کلی پول به جیب می زند و با افتخار برای دیگر دوستانش تعریف می کند. غافل از آنکه جان صدها انسان را به خطر انداخته است.

صاحبان شرکتهایی که  دانش بنیان می شوند و وام برای تولید می گیرند و به جای استفاده از آن در تولید، ملک میخرند و خوشحالند که زرنگی کرده اند.

کارگرانی که دایم از زیر کار در میروند و در کار خود تمرکز ندارند و  حاشیه سازی می کنند و نسبت به بالادستان خود بغض دارند و دل به کار نمیدهند.

دلالانی که به دنبال سود جویی، پول نقد خود را وارد بازارهای مختلف ازجمله ملک، خودرو، ارز و سکه می کنند و باعث تنش و افزایش قیمت های سرسام آور در این بازارها می شوند. این دسته از آدمها آسانترین راه برای کسب سود را دلالی می دانند. نه مالیاتی می دهند و نه تخصصی دارند نه مشکلات تولید کننده ها را دارند. ته زرنگ بازی و آسیب رسانی به اقتصاد!

 سلبریتی که از اعتماد مردم بابت شهرتی که دارد سو استفاده می کند و برای کمک به زلزله زدگان شماره حساب می دهد و پول جمع می کند. اما پول را در حسابش نگه می دارد و به روی مبارکش نمی آورد.

و موارد دیگر مثل تفاخر به زرنگی در خیانت به شریک زندگی، استفاده غیرمجاز از خدمات بیمه‌ای دیگران،‌ تعویض البسه پس از استفاده، رعایت نکردن کپی‌رایت و البته تقلب در حوزه‌های مختلف هم مصداق‌های دیگری است که از آن با عنوان زرنگی یاد می‌شود، اما چیزی جز بی‌فرهنگی و سقوط اخلاقی به ورطه تباهی نیست.

خیل عظیمی از آدمهای زرنگ در سرزمینی به نام ایران گرد هم جمع شده ایم و انتظار داریم یک آدم با مسئولیت به نام رییس جمهور سر برسد و ناجی ما شود و اجی مجی کند تا همه مشکلات حل شود. غافل از آنکه رییس جمهور هم از همین مملکت و از بد روزگار از همه زرنگ تر است. به هنگام انتخابات با نهایت قدرت وعده می دهد که دستش روی دکمه فیلتر نمیرود ولی بعد از چند ماه که تلگرام فیلتر می شود خودش را با زرنگی کنار می کشد و یک توضیح هم به ۴۰ میلیون مردمی که از این شبکه اجتماعی استفاده می کردند، نمیدهد و به روی مبارکش هم نمی آورد که چه شد؟ انگار نه انگار اتفاقی افتاده و وعده ای با آنهمه سر و صدا توخالی از آب در آمده است!  متاسفانه همه امید مردمی که به ایشان رای داده اند تا اصلاحات بوجود آید به باد فنا می رود و این اعتقاد شکل می گیرد که کسی از مسئولین در این مملکت روی حرفش نمی ماند.

موجی از  بی اعتمادی، سر خوردگی در بین مردم بوجود می آید تا اینکه دیوانه ای مثل ترامپ سر می رسد و نور علی نور می شود. همه چیز دست به دست هم میدهد تا مردمی که تنها امیدشان  اصلاح وضعیت موجود بود با سرخوردگی از رکبی که خورده اند، سرمایه های خود را تبدیل به ارز کنند و مهاجرت را به ماندن در این کشور بی سامان ترجیح دهند. ارز به شدت گران میشود و همه چی در این اقتصاد مریض بهم میریزد. جناب رییس جمهور و مشاورانش غافل از همه جا، هیچ وقت به این فکر نمی کنند که جرقه این همه مصیبت از زرنگ بازی بود که سر فیلتر تلگرام بر سرمردم آوردند.

این زرنگیها دردی  است که به جان مملکت ما افتاده و از درون آن را متلاشی می کند. تا زمانی هم که تک تک ما اصلاح نشویم هیچ اتفاقی مثبتی نمی افتد.  

وقتی درباره جامعه صحبت می کنیم باید نگاه ارگانیک داشته باشیم با تشبیه جامعه به یک سیستم ارگانیک می توان گفت. جامعه مثل یک موجود زنده است، وقتی موجود زنده بیمار است همه اعضا و اجزای آن درگیر بیماری می شود، سر و دست و پا و...  وقتی جامعه مسئولیت پذیر نیست، از بخش اجرایی و مدیریتی آن تا عوام و خواص جامعه هم مسئولیت پذیری پایین است، درواقع همه اجزای جامعه درگیر این موضوع هستند. نمی توان انتظار داشت هرکاریخودمان دلمان خواست انجام دهیم ولی دیگران کارشان را با مسئولیت و درست انجام دهند. نمی توانیم انتظار داشته باشیم ما زرنگ بازی کنیم ولی بقیه با فرهنگ باشند. تک تک ما به عنوان کوچکترین عناصر یک جامعه در قبال اعمال و رفتارمان مسئولیم.

 

نویسنده: اکرم رمضانی نژاد

 

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :