دانستنیهای سپیتام
1394/10/13 09:50

دانستنیهای سپیتام تیر 93

 

یاران و همراهان گرامی سلام

 پیش از هرچیز ماه مبارک رمضان را به همه شما همراهان عزیز تبریک عرض می کنیم. با امید به قبولی همه طاعات و عبادات شما.

چندی  پیش یکی از مشتریان من که خود تامین کننده کالا برای شرکتهای پتروشیمی و شرکتهای تابعه شرکت نفت است با من تماس گرفت و در حالیکه استرس و نگرانی در صدایش موج میزد، یکی از محصولات جدید ما که پس از دوره ای طولانی تست و بررسی مورد تایید آنها قرار گرفته بود به تعداد بالا سفارش داد. بخش بازرگانی و تولید ما همه کارهای خود را متوقف و روی این سفارش متمرکز شد. در طول دوره زمانبدی اعلام شده، روزی نبود که این مشتری با ما تماس نگیرد و ما را تحت فشار قرار ندهد. بعد از کلی استرس و تحت فشار قرار گرفتن، بالاخره موفق شدیم 2 روز زودتر از زمان مقرر، جنسها  را  آماده تحویل و ارسال کنیم. 2 هفته بعد طبق روال کاری، با مشتری تماس گرفتم  تا از روند عملکرد و رضایت مشتری بخصوص مشتری نهایی اطمینان حاصل کنم. جالب اینجاست که بعد از گذشت 2 هفته از این همه فشار و استرس هنوز جنس ها از بسته بندی خود باز نشده بود!

نمی دانم شما با چنین موقعیتی روبرو شده اید یا نه اما من هر از چند گاهی با این نوع رفتار ها درگیر هستم. مشتری ها همه عجله دارند و شرایط را برای شما بحرانی جلوه می دهند گویی ما در سیاره ای مملو از بحران و اضطرار زندگی می کنیم. این موضوع فقط به مشتریان خارج از سازمان محدود نمی شود بلکه افرادی که در درون سازمان هم با آنها کار می کنیم یا شرکای کاری هم مرتب چنین اضطراری را گوشزد می کنند و متاسفانه بیشتر وقت کارکنان برای تهیه خواسته های به اصطلاح اضطراری که واقعا اضطراری نیستند هدر میرود.

برروی این موضوع خیلی تفکر و مطالعه کردم و به این نتایج رسیدم:

 واضح و روشن با مشتری خود صحبت کنید و روشن کنید چه می خواهد آیا اولویت او زمان است؟ آیا می خواهد کیفیت را فدای زمان کند؟ بعضی مواقع هدف مشتری فقط این است که اهمیت را به شما گوشزد کند و واقعا عجله ندارد یا حتی چون مشتری شما فشار کاری بالایی را تحمل می کند خواسته خود را طوری بیان می کند که شما فکر می کنید او خیلی عجله دارد و اگر هم اکنون کارش را انجام ندهید او را از دست خواهید داد. به خصوص اگر مشتری شما کارمند شرکت دیگری  و یا پیمانکار یک شرکت بزرگ دیگر باشد احتمالا نمی خواهد دست خالی نزد مدیر خود باز گردد گاه با مدارک و کاتالوگ های مناسبی که مدیر او را راضی کند می توانید مشکل را تا حدی حل کنید. جوری توضیح دهید و به او چیزی بدهید که مدیر خود را قانع کند و طوری رفتار کنید که این کار همانقدر که برای او مهم است برای شما هم مهم است.

سعی کنید اختلاف یک بحران ضروری و یک خواسته که تنها ادعای ضروری بودن دارد را تشخیص دهید. پیش می آید که مشتری شما مشکلی دارد که باید در اولین فرصت رفع گردد، خوب در این حالت بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که مشکل او را بدون فوت وقت رفع نمایید. اما در غیر اینصورت آماده نه گفتن باشید.

این نکته را به خاطر داشته باشید که خدمات خوب به مشتری دادن لزوما بدین معنا نیست که به همه خواسته های مشتری جواب مثبت بدهد. یا اگر بخواهیم واضح تر این موضوع را بیان کنیم باید بگویم خدمات خوب به مشتری بدان معناست که بهترین کار را برای او انجام دهید. حتی ممکن است مشتری متوجه این موضوع نباشد! البته در چنین شرایطی باید با مشتری صحبت کنید، شفاف سازی کنید و اگر سوء تفاهمی وجود دارد آنرا رفع نمایید با خونسردی و حوصله صحبت کنید و شفاف سازی نمایید در نهایت با توافقی که بین شما رخ خواهد داد بهترین و مناسب ترین کار را انجام دهید.


مقاله منتخب ماه در مورد ویدیو سرورها :


ویدیو سرور چیست و چه کمکی به ما میکند؟



جهت دریافت کاتالوگ برند ملی سپیتام با گارانتی شرکت سپیتام لینک زیر را دانلود نمایید :
کاتالوگ محصولات ارتباطی سپیتام شرکت سپیتام


و یا به این صفحه مراجعه فرمایید :
http://www.sepitam.com/design/sae-product-catalog




شش درسی که باید از ابر شرکت ها آموخت:

 

باز هم یک صبح دیگر و یک روز کاری آغاز می شود و در مقابل کامپیوتر خود نشسته اید تا کار را شروع کنید. و همانطور که در داخل فنجانی با آرم شرکت خود در حال نوشیدن چای هستید از پنجره به بیرون نگاه می کنید و متوجه می شوید که همسایه شما با سرعت به محل کار خود می رسد و در حالیکه  وسایل صبحانه، کیف و کتش را در دست دارد سعی می کند در خودروی گرانقیمت خود را باز کند و پیاده شود پس از کلی تلاش ولی با عجله بالاخره پیاده می شود و به سمت محل کارش می دود و شما در این لحظه آه می کشید و فکر می کنید خدایا چرا اینقدر دنیای ما متفاوت است! او در سازمانی بزرگ کار می کند و شما کسب و کاری کوچک دارید. بیایید نگاهی دقیق تر به شرکت های بزرگی مانند این بیندازیم و ببینیم  از شرکت های غولی مانند این چه درس هایی می توان گرفت.

  

درس اول – بیاموزید برای آینده خود برنامه داشته باشید. شرکت های بزرگ باید برای آینده خود برنامه ای دقیق داشته باشند. مدیران چنین سازمان هایی باید برنامه سال بعد خود را با جزییات تمام در ماه آبان آماده داشته باشند یعنی ۵ ماه قبل از سال جدید! باید مدارکی با جزییات کامل درباره کالا ها و خدماتی که در سال بعد عرضه خواهد شد ارائه دهند. برای جاه طلبی ها، ماجراجویی ها و برنامه های رشد و توسعه در آینده باید برنامه ای دقیق و با جزییات کامل پیش بینی شود. آیا می توان می توانید وضعیت کسب و کار خود را برای ۳ ماه آینده پیش بینی کنید؟


درس دوم – گردانندگان صنعت را درک کنید. اگر در جلسه های سطح بالای سازمان های بزرگ شرکت کنید متوجه می شوید زمینه های زیادی برای تبادل نظر و صحبت کردن وجود خواهد داشت. باید گردانندگان صنعتی که مشتریان شما با آن سرکار دارند را درک کنید تا بتوانید کالا و خدمات بهتری در اختیار مشتریان قرار دهید.زمانی که بفهمید چه چیزی سبب موفقیت مشتریان می شود می توانید  گردانندگان صنعت را درک کنید. آیا می دانید چه چیزی سبب موفقیت مشتریان شما شود؟


درس سوم – همیشه کارنامه خود را بررسی کنید. کسانیکه در کسب و کار خود موفق هستند هیچگاه نمی گویند: « مشتری رفت که رفت! ما کار خودمان را انجام می دهیم.» اولین الویت کسب و کار های موفق رضایت مشتری است. سازمان های بزرگ در ارتباطی تنگاتنگ با مشتریان هستند تا اطمینان حاصل کنند آنچه را که باید انجام داده اند. و برای این منظور ممیزی هایی به صورت مداوم انجام می شود. مدیران بالا دست برای آزمودن تیم های کاری خود ارتباطی مستقیم با مشتریان برقرار می کنند. آیا اخیرا از مشتریان خود خواسته اید به شما نمره بدهند؟ چقدر مشتریان خود را برای شرکت در نظر سنجی تشویق می کنید؟ کارنامه شما چطور بوده است؟


درس چهارم – رقبا را بشناسید. سازمان های بزرگ بخشی اختصاصی برای بررسی وضعیت خود در مقایسه با رقبا دارند. و این بخش بر ارائه کالاها و خدماتی با قدرت رقابتی بالا تمرکز می کنند. این تیم میزان موفقیت محصولات سازمان، جنبه های مالی و هزینه ای و میزان حضور رقبا در این بازار را بررسی می کنند. آنالیز وضعیت رقابتی شرکت، برای سازمان بسیار حساس است، و مشاوران بسیار قدرتمندی برای این منظور به کار گرفته می شوند.  آیا به اندازه کافی روی رقبای خود تمرکز می کنید؟ آیا کالا و خدمات آنها را بررسی می کنید؟ فکر می کنید در آینده در بین آنها حرفی برای گفتن دارید؟ چه برنامه ای برای موفقیت در بین رقبا دارید؟


درس پنجم – اگر نمی توانید بر آنها غلبه کنید به آنها بپیوندید. در حالیکه وضعیت بازار رقابتی را بررسی می کنید، اگر نمی توانید در بازار رقابتی به تنهایی قد علم کنید و آنقدر سرمایه و نیروی انسانی ندارید بهتر است به صورت تیمی با کسب و کار های دیگر کار کنید تا بتوانید با توان بالاتر در بازار ظاهر شوید و با اتحاد دو یا چند شرکت یک موقعیت برد-برد بدست می آید توان رقابتی افزایش می یابد و رقبا نمی توانند به شما صدمه بزنند. آیا تا به حال به رقبای خود به چشم یک هم تیمی نگاه کرده اید؟ آیا اتحاد با آنها می تواند شما را قوی تر کند؟ آیا می توانید با یکدیگر به سمت موفقیت حرکت نمایید؟ آیا کسب و کاری که مکمل کسب و کار شما باشد می شناسید؟ پس چرا معطل هستید؟


درس ششم – جهانی فکر کنید. سازمان های بزرگ همیشه تیم های خود را وادار می کنند جهانی فکر کنند. مفهوم جهانی فکر کردن یعنی در مقیاس بزرگتر فکر کردن خارج شدن از چهارچوب تنگ و محدود برای تولید فقط این محصول، این خدمات و این مکان خاص جغرافیایی است. یعنی کمی بیشتر رویا پردازی کنند و بیشتر به آینده سازمان و پتانسیل هایی که در آینده وجود خواهد داشت فکر کنید و روی آن کار کنید. یعنی طوری برنامه ریزی شود که در آینده به بازیگری اصلی در بازار و صنعت تبدیل شوند. آیا می دانید مشتریان آینده شما چه افرادی هستند؟ چگونه فکر می کنند؟ چرا برای داشتن دیدی باز تر از آینده و جهانی فکر کردن از نظرات مشتریان خود بهره مند نشوید؟ چرا به افراد خوش فکری که نمای درستی از آینده سازمان برای شما ترسیم می کنند پاداش نمی دهید؟ فرقی نمی کند از کارمندان شما باشد یا از مشتریان. برای این منظور با مدیرانی که قدرت خیال پردازی و بلند پروازی کافی دارند کار کنید تا راه موفقیت و پیشرفت سازمان شما سد نشود.

خوب دفعه بعد که همسایه خود را می بینید که با عجله از خودروی خود خارج می شود و نگاهی به سمت شما کرد با غرور به او نگاه کنید چون اگر کسب و کار شما یک سازمان بزرگ و چند ملتی نیست اما مانند سازمان های بزرگ عمل می کند و با قدرت در صنعت خود گام برمی دارد و بزرگان را به احترام وا می دارد.

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :