دانستنیهای سپیتام
1394/10/13 09:59

دانستنیهای سپیتام شهریور 93

 

 یاران و همراهان گرامی سلام

اگر می خواهید موفق باشید از این شاخه به آن شاخه نپرید!

یک نکته بسیار مهم که دریافته ام این بوده که سعی کنیم در کار و تجارتی که هستیم چه به عنوان یک کارمند و چه به عنوان مدیر عامل به دنبال تخصص باشیم. این نکته را سالها پیش یکی از استادیم به من گوشزد کرد و من اکنون به صحت حرفهای ایشان پی برده ام.

متاسفانه این موضوع برای خیلی از افراد جا نیفتاده است و شاید هم استادی نبوده که این نکته را به آنها گوشزد کند. از این شاخه به آن شاخه پریدن شاید سود لحظه ای و کوتاه مدت برای ما به ارمغان بیاورد ولی در بلند مدت شما را از هدفتان دور کرده و چه بسا هدفتان نیز در این میان گم و گور می شود.

کسی که هدفهای بلند مدت داشته باشد و برای خود چشم انداز تعریف می کند، همیشه در پس تمام فعالیتهایش برای نیل به آن چشم انداز تلاش می کند. سود های لحظه ای مثل راه های فرعی هستند که که ما را از شاهراه دور میکنند. افراد و یا شرکتهایی که تخصصی کاری را انجام میدهند راحتتر تبدیل به یک برند می شوند و در این بازار آشفته که همه به دنبال کسب مشتری هستند، مشتریان واقعی خود را پیدا می کنند و دغدغه خاطر کمتری دارند. مطمئنا از لحاظ سود هم بیش از دسته اول درآمد خواهند داشت.

در بحث کسب و تجارت هر شغلی یک فراز و یک فرودی دارد و آن کسی موفق است که در دوره فراز بهره لازم را ببرد و بتواند در فرود دوام و صبوری داشته باشد و برای دوره فراز تفکر و برنامه داشته باشد. ایستادگی در هر شغلی ( مخصوصا اگر بر اساس علاقه باشد) چم و خم کار به دست می آید و با تجربه ای که کسب میشود در طولانی مدت باعث پیشرفت چشم گیر می شود.

 

 
با امید به اینکه هدف هر یک از ما این باشد که دنیا را جایی بهتر برای زندگی کنیم. 



 

مقاله منتخب ماه در مورد ویدیو سرورها :

انتخاب بهترین سوئیچ برای نظارت IP



 

جهت دریافت کاتالوگ برند ملی سپیتام با گارانتی شرکت سپیتام لینک زیر را دانلود نمایید :     
کاتالوگ محصولات ارتباطی سپیتام  شرکت سپیتام  

و یا به این صفحه مراجعه فرمایید :
http://www.sepitam.com/design/sae-product-catalog 





آیا تاکنون دل به دریا زده اید؟

یک  شعر قدیمی دریا نوردی می گوید: برای این که بتوانیم به سمت  ساحل مقصد حرکت کنیم باید جرات آن را داشته باشیم که ساحل فعلی را از دست بدهیم و در دریا برای مدتی شناور شویم.

شناور شدن ،معلق ماندن،خود را در فضای به ظاهر خالی رها کردن و ده ها اصطلاح دیگر همه و همه اشاره به یک اصل کلیدی پیشرفت و موفقیت دارند به نام "جرات ریسک" یا "شهامت خطر پذیری"!

اکنون من از شما سوالی دارم و آن این است که میزان جرات و شهامت شما برای به خطر انداختن بخشی ازآنچه دارید با هدف سرمایه گذاری روی هدفی  والا تر چقدر است؟ خیلی زیاد متوسط  یا خیلی کم !؟ اگر می گویید که شهامت خطر پذیری شما پایین است  و اصلا دوست ندارید از آن چه دارید دست بردارید و در عین حال دوست دارید قله های رفیع تری را هم به طور همزمان فتح کنید باید صادقانه به شما بگویم که احتمال رسیدن شما به این قله ها تقریبا صفر و حتی محال است ..اگر جرات ریسک ندارید باید برای مردن آماده شوید چرا که برای حفظ همین چیزها یی که الان در اختیار دارید هم مجبورید به طور دایم خطراتی را بپذیرید و صفر بودن جرات خطر پذیری به معنای از دست دادن تدریجی داشتنی های الان شماست.

 

 

 

ترس را گیر بیاندازید


ترسی که در هنگام ریسک کردن ایجاد می‌شود از وجود عدم تعادل ناشی می‌شود. فکر اینکه شاید به مشکل بر بخوریم و اگر نشود، چه خواهد شد؟ برای بر طرف کردن این ترس و غلبه بر آن، فیلتر پشتیبانی داشته باشید تا آن را گیر بیاندازید .
خانم دکتر سوزان جفرز می‌گوید: زندگی عمیقی را برای خود ایجاد کنید که حتی بدون یک رابطه خاص با یک نفر نیز بتوانید موفق شده و به هدف خود برسید و از زندگی لذت ببرید، بدون اینکه به شخصی بیش از حد وابسته شوید. روابط دوستانه‌ای با افراد برقرار کنید. به اجتماع خود کمک کنید و در مشاغلی که معنی دار و پاسخگوست، مشغول شده و فعالیت کنید. به این ترتیب اگر رابطهٔ شما با فردی به پایان برسد، کمبودی در زندگی احساس می‌کنید، اما از خط اصلی آن خارج نمی‌شوید .


به دنبال علاقه خود بروید نه ترس


ریسک کردن یعنی اینکه شما چالشی را پذیرفته‌اید، نه اینکه با حماقت و بی‌اهمیتی با آن برخورد کرده‌اید. چیزهایی که شما را کمی ناراحت می‌کند و در عین حال باعث هیجان و به وجد آمدن شما می‌شود، بیابید. یک لیست  از کارهایی که دوست دارید انجام دهید تهیه کنید. مثلاً دوست دارید در تئاتری همکاری کنید، شعر بنویسید، زبان ایتالیایی یاد بگیرید، باغبانی کرده و یک حیاط نا‌مرتب را زیبا کنید، در کشورهای خارجی زندگی کنید و یا در یک گروه موسیقی همکاری کنید. سپس در این لیست آن هایی را که به نظر شما جذاب‌تر است را خط بکشید و یکی را برای ادامه دادن و شروع، انتخاب کنید. خود را یک دفعه با تمامی آن‌ها درگیر نکنید و پله پله و نرم‌تر آغاز کنید. به جای کاندید شدن در یک گروه موسقی، برای دوستان خود آواز بخوانید و یا ساز بزنید. قدم به قدم و مرحله به مرحله جلو بروید. هر زمان که به جای هیجان و لذت احساس ترس و اضطراب کردید، یک قدم به عقب برگردید .


از جریان امور زندگی خود لذت ببرید


یکی از فوائد ریسک کردن آن است که در جریان آن، خوش می‌گذرد. کار‌ها و امکانات جدیدی را کشف کنید، احساسات خود را زنده نگه دارید و هر چیزی را به خاطر لذت خاص خود آن چیز قبول کنید .

 

  • ورزش جدیدی را که به نظر شما جذاب است، شروع کنید. اسکیت کردن، اسکی روی آب و یا حتی صخره نوردی را آغاز کنید.
  • به شنا کردن در دریاچه و رودخانه‌ها بپردازید.
  • از لباس پوشیدن کلیشه‌ای همیشهٔ خود دست برداشته و کمی متفاوت و به سبک دیگری لباس بپوشید.
  • ناهار خود را کنار گذاشته و غذایی را که همیشه دوست داشتید امتحان کنید، میل کنید.
  • به شهر بازی بروید و کارهایی را بکنید که هرگز انجام نداده‌اید.
  • به آرایشگر خود بگویید که هر جور که میل و سلیقهٔ خود اوست، شما را آرایش کند.
  • خود را به یک رستوران شیک دعوت کنید.
  • مسیر رفت وآمد خود را تغییر بدهید و همیشه از یک مسیر نروید.

 

نتیجه ای را که میخواهم از این صحبت یگیرم میتوانم در چند جمله خلاصه کنم: ریسک یا خطر پذیری در زندگی هر انسانی لازم و ضروری است  و عامل ر شد همه انسانهای موفق چیزی جز جسارت و شهامت خطر پذیری آنها نبوده است .

در عین حال ریسک کورکورانه و مبتنی بر خرافات و توهم و شانس ، خطرناکترین نوع ریسک است  و معمولا بسیاری از کسانی که دست به این نوع ریسک زده اند با ورشکستگی مواجه شده اند.مدیریت ریسک علم جدید اما جدی و قابل اعتنایی است.

ریسک برای شما انرژی و هیجان و شور وشوق تازه ای برای فرار از افسردگی ناشی از روزمرگی زندگی دارد.و نهایت اینکه اگر ریسک نکنیم و دست روی دست بگذاریم تا اوضاع آرام شود وخطر،میزان شدت خود را برملاسازد،  باید بدانیم که رقیبان وکسانی که جرات بیشتری  از ما دارند امکان دارد گوی سبقت را از ما بربایند و با به خطر انداختن خود فرصتهای طلایی را از آن خود سازند.


تصورخلاق چیست؟



در ابتدا بهتر است تعریفی از خلاقیت داشته باشیم و بعد به ذکر منابع و زمینه های لازم برای استفاده و به کارگیری موثر وخلاقانه قدرت خلاقیت به کار می رود اشاره کنیم. خلاقیت به معنی توان و استعداد به کارگیری بهینه و موثر از مجموعه عوامل بیرونی ودرونی برای رسیدن به حل مسئله و استفاده از راه حل های متنوع و گسترده برای حصول بهترین نتیجه و رسیدن به هدف های مورد نظر هر شخص میباشد. آموزش نیروهای خلاقیت و به کارگیری آن در تمامی ابعاد زندگی ؛

 امروزه در مراکزعلمی مهم دنیا تحت عنوان مهندسی فکر و نیروی خلاق بعنوان یک قاعده و فرمول علمی و ضرورت محسوب می شود. متاسفانه خیل عظیم فارغ التحصیلان بیکار دانشگاه های ما و بلاتکلیفی  سرگردانی آن ها بعد از فارغ التحصیل شدن بعنوان یک معضل و موید این است که فضای آموزش ما چه در ابتدایی ترین سطوح ایتدایی تا بالاترین آن ها فضای خلاقانه و مبتکرانه نیست و دانش اموزان و دانشجویان ما در بیشتر موارد فاقد انگیزه و پویایی 
لازم برای به کارگیری قوۀ ابتکار و خلاقه خود در حل مسائل ریز و کلان خود در تمامی ابعاد زندگی می باشند. چرا که در این گونه مراکز؛ اساتید و مربیان چون خود فاقد روشهای تربیتی خلاقانه هستند در نتیجه ناتوان از تربیت نیروهای خلاق و مبتکر و ارائۀ یک بینش وافق روشن و گسترده می باشند. نیروهای علمی ما در این گونه مراکز یاد می گیرند که برای رسیدن به هدف های زندگی و حل مسائل پیش ورو تنها و تنها یک راه حل و یک مسیر وجود دارد به طوری که الان متاسفانه در جامعه ما و در تمام خانواده های ما جو دانشگاه رفتن و مدرگ گرایی بدون پشتوانه لازم و کسب تجربه و مهارت مورد نیاز تبدیل به یک معضل و یک مسئله اساسی و حیاتی در جامعه ما شده که نتیجه آن افزایش افسردگی؛ اضطراب و استرس؛ بیماری هانی روحی و روانی؛ خودکشی و... می باشد. این در حالی است که در یک سیستم خلاق و پویای آموزشی؛ تمام راه های موفقیت به دانشگاه ختم نمی شود و به ارائه راه حل های پویا و متنوع برای رسیدن به نتیجه مورد نیاز می پردازد. کسانی که در تلاش برای تغییر و تحول در زندگی هستند باور داشته باشند که بزرگترین و غنی ترین منبع برای دریافت و اسخراج نشانه های موفقیت و کسب تجربه های موثر در زندگی همانا؛ خود زندگی و جهان پیرامون می باشد انسان امروز با تصور خلاق و تخیل بی حد و حصرش و با قوۀ خلاقه اش جهان پیرامون را ساخته است و در تلاش شبانه روزی و بی پایانش در صدد است تا بیشتر از پیش شگفتی های جهان خلقت را و رازکائنات را کشف و گسترش دهد. یقینا تنها سرمایه داشتن؛ بعنوان یک منبع نمیتواند سر منشاء این همه تلاش و ابتکار باشد و بدون شک انسان علاوه بر نیروی جسمانی و فیزیکی و بیشتر با نیروی ذهنی و فکر خلاقه به این درجه از توسعه وپیشرفت رسیده است. بنابراین برخلاف تصور کسانی که تنها داشتن پول وسرمایه را بهانه و دستاویزی برای کسب و کار و توجیه تنیلی و سستی خود محسوب می کنند به ذکر منابع دیگری اشاره می کنم که میتواند در فعالیت و توسعه کسب و کار استفاده شود .

 

1- خداوند :  خداوند منبع لایزال و بی پایان تمامی اسرار؛ و شگفتی های جهان خلقت که هر لحظه و در همه جا در تلاش است تا نشانه ها؛ راز ورمز ها و جلوه های جهان خلقت را به زیباترین شکلش به منصۀ ظهور برساند می تواند منبع غنی و نیرومندی برای کسانی که می توانند با توکل و اعتماد به نیروی خداوندی راه های پر فرراز و نشیب زندگی را برای رسیدن به عالی ترین هدف های زندگی طی کنند باشد. چقدر این منبع و نیرو را می شناسیم؟ چقدر در راه رسیدن به اهداف مان در زندگی از این منبع استفاده کردیم؟

2- تجربه :  از خود بپرسیم برای توسعه کسب و کار و حتی شناسائی فرصت های شغلی چقدر توانسته ایم از تجربیات مفید و سازنده آدم های موفق؛ بزرگ ترها و...استفاده کنیم. در استفاده از این منبع گاهی غرور کاذب نسل جوان مانع از بهره گیری از تجربیات نقد و آماده والدین؛ سالخوردگان و آدم های موفق می باشد .

3- مردم مردم نیز یکی دیگه از منابع مهم و تاثیر گذار می باشد که می توان با در نظر گرفتن این قاعدۀ کلی که هر شخصی و حتی احمق ترین آدم ها هم چیزی برای گفتن دارند و می توان از آن ها به عنوان فرصت های طلایی و حتی پنجرۀ به سمت دروازه های پیشرفت وموفقیت استفاده نمود. البته این جا منظور از استفاده؛ حسن استفاده با در نظر گرفتن و رعایت تمام موازین اخلاقی و عرفی می باشد نه سوء استفاده؛ شیادی و فرصت طلبی از حسن اعتماد و حق و حقوق مردم! آیا توانسته ایم از این منبع بکر و غنی درست و موثر استفاده کنیم؟



4- کتاب و مطالعه کردن آیا هیچ وقت سعی کرده ایم از این سرمایه و منبع غنی و موثر در رشد و اعتلای دانش و علم بشریت امروز و کشف مجهولات بی شمار جهان خلقت استفاده کنیم؟ چقدر برای رشد و ارتقاء دانش و اندیشه مان از این منبع استفاده کرده ایم؟ در برنامه ریزی های زندگی مان؛ سهم کتاب و مطالعه چند دقیقه و چه مقدار می باشد؟ در مقایسه با هزینه ها و ریخت و پاش های که صرف خوردن و خوابیدن؛ لذت بردن؛ آسایش و رسیدن به رفاه بیشتر می شود؛ برای ارتقاء فکر و اندیشه مان چقدر توانستیم هزینه کنیم؟ در مقایسه با هزینه های که مثلا صرف خرید کارت شارژ برای ارسال پیامک های بی محتوا و غیر اخلاقی می کنیم؛ سهم کتاب در سبد خانوار چقدر است؟



5- توانای نوشتن آیا هیچ وقت به این فکر افتاده اید که از توانایی خودتان در امر نوشتن برای ضبط و ماندگاری؛ ایده ها؛ اندیشه و نظریات تان در زمینه های تخصصی خود استفاده نمایید؟ تا حالا چند جمله؛ یادداشت؛ مقاله و.....در زمینه کاری و تخصصی خود در سایت ها؛ مطبوعات و نشریات نوشته درج و ارائه کرده اید؟ پس از این به بعد به این منبع بکر و غنی نیز که یکی از پارامترها و فاکتورهای اساسی در تسریع و سرعت بخشیدن به روند موفقیت می باشد نیز فکر کنید؟



6- قدرت بیان یکی از عوامل مهم در موفقیت و پیشرفت نزد خبرنگاران؛ مجریان برنامه های تلویزیونی؛ بازیگران رادیو؛ سینما و تلویزیون؛ نظریه پردازان و منتقدین ادبی و هنری؛ سخنرانان؛ سیاستمداران و رهبران موفق دنیا توانایی آن ها در تسلط به زبان و بیان می باشد. شما چقدر می توانید از این توانایی بهره برداری کنید؟ چند دقیقه می توانید در زمینه کاری خودتان حرف بزنید؟ چقدر به زبان و قدرت تکلم تان تسلط دارید؟

7- حواس پنچگانه قدرت بینایی؛ حس بویایی؛ قدرت شنیداری؛ حس لامسه و... از این منابع چقدر توانسته ایم استفاده کنیم؟ مثل هنرمند نقاشی که نابینا است ولی با چشم دلش نقاشی می کشد و یا نقاشی که از نعمت دست محرومه؛ با پا هایش نقاشی می کشد!؟


ادامه دارد ...

 
نویسنده: فخرالدین دوست محمد

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :