دانستنیهای سپیتام
1395/08/23 11:10

دانستنیهای سپیتام آبان 95

 

 

 

 

 

صحبت با شما:

دوستان و همراهان سپیتام سلام

خوشبختانه دومین دوره کارگاه فیبر نوری به درخواست تعدادی از متقاضیان به صورت خصوصی برگزار گردید. شرکت کنندگان ویژه این دوره جزو پیمانکاران CCTV در کشور عراق بودند که از روند آموزش این کلاس اظهار خرسندی نمودند که اطلاعاتشان در این حوزه فیبر نوری افزایش پیدا کرده و میتوانند پروژه های بزرگتری را مدیریت نمایند. همین تعریف هاست که ما را دلگرم میکند که به راه خود ادامه دهیم و سطح علمی جامعه هدف خود را بالا و بالاتر ببریم.

امروز مطلبی را که انتخاب کرده ام تا برایتان بیان کنم درباره استراتژی های مختلف شرکتهاست. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که شما به عنوان دارنده کسب و کار خود به خصوص در حوزه CCTV باید بدانید در چه مسیری در حال حرکت هستید:

چه استراتژی ای را برای شرکتم انتخاب کنم؟

استراتژی اول: فروش محصولات فعلی به مشتریان فعلی است. از طریق تبلیغات بیشتر، کاهش قیمت، افزایش کانال های توزیع. به هر نحو ممکن و با هر سختی که هست بتوانید محصولات خود را به فروش برسانید. این کاری است که اکثر شرکتها انجام میدهند.

استراتژی دوم: این استراتژی که به نظر من در صنعت CCTV بسیار کاربردی است ، ارائه محصولات جدید و خدمات جدید به بازار ها و مشتریان فعلی است. محصولات مکمل برای محصولات فعلی و خدمات فعلی تولید کنید، که قبلا در بازار اعتبار پیدا کرده اند و کانال های توزیع خودشان را یافته اید. مشتریان فعلی چه خواسته ها، چه نیازها یا آرزوهایی دارند که می توانید با تولید محصولات جدید یا خدمات جدید آنها را برآورده کنید؟

80 درصد محصولاتی که 5 سال دیگر خریداری و استفاده می شوند کاملا با محصولات امروز متفاوت خواهند بود. سرعت منسوخ شدن محصولات بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشر است و فقط چند ماه و یا چند سال کارایی دارند. باید مدام محصولات و خدمات جدیدی ارائه دهید تا جایگزین محصولاتی شوند که تاریخ مصرف آن در بازارهای فعلی به سر آمده است.

بنابراین به روز بودن، اطلاع از تکنولوزی های جدید، همراه و هم مسیر بودن با شرکت هایی که در صنعت شما پیشرو هستند می تواند کمک بسیاری به شما کند تا به بیراهه نروید.

استراتژی سوم: علاوه بر این شما می توانید محصولات فعلی خود را وارد بازارهای جدید کنید که قبلا هرگز از آنها بهره برداری نکرده اید. به دنبال بازارهای بین المللی و جدید که بتوانید محصولات فعلی خود را به آنها عرضه کنید. 80 درصد مشتریان احتمالی حتی از وجود محصول یا خدمات شما اطلاع ندارند و نمی توانند خرید آنها چه تاثیر مثبتی برایشان خواهد داشت.

استراتژی چهارم: این است که محصولات برتر و خدمات ممتاز شرکت های دیگر را که برای مشتریان فعلی شما ایده آل است و مشتری شما از آن بی خبر است را مشخص کنید و به مشارکت انتفاعی و ائتلافهای استراتژیک بپیوندید و کانال بازاریابی محصولات و خدمات دیگران شوید. این یک استراتژی کم خطر و پر سود است که می توانید نخست آن را امتحان کنید و سپس اجرا کنید.

آخرین استراتژی: که سخترین آنها هم هست. ارائه محصولات جدید به بازارهای جدید است. با قابلیت ها، منابع نیروی کار و توان تولید فعلی خود چه محصولات و خدمات جدیدی را به بازارهای جدید ارائه کنید؟ متفاوت بیندیشید...

 

با امید به پیروزی روز افزون برای شما همراهان سپیتام

لطفا ما را به دیگران معرفی کنید!

 

برای دیدن عکس های دومین دوره کارگاه فیبرنوری و همچنین انجام ثبت نام در سومین دوره لینک زیر را کلیک نمایید:


کارگاه آموزشی

 

مقاله منتخب:

مقایسه روش های مختلف اجرای فیبر در یک پروژه نظارت پیرامونی

 

معرفی محصول:

مقاله مدیریتی:

آیا شما با این جمله موافقید؟

بعضی مردم همه عمرشون را صرف تحصیل علم میکنند و در لحظه مرگشان همه چیز را یاد گرفته اند بجز فکرکردن

بیشتر مردم، نه فقط مردم ما که اکثر مردم دنیا، فکر نمیکنند. چرا؟ چون آموزش ندیده‌‌اند. فکر کردن یک مهارت است و آنها که در زندگیشان به موفقیتهای چشمگیری دست یافتهاند، سریع و حرفهای این مهارت را آموختهاند و به کار گرفتهاند. 

اگر چه اصطلاح تفکر نقادانه یا  Critical Thinking حدود طی سه تا پنج دههی اخیر به صورت گسترده وارد ادبیات عمومی و نیز ادبیات مهارتی جهان شده است، اما ریشه های توجه به نقد و نقادی را میتوان در هزارههای گذشتهی فرهنگ جهان نیز جستجو کرد.

متفکران بزرگ تاریخ هزاران سال است که به تفکر فکر کردهاند. اینکه تعریف تفکر چیست و چه خطاهایی میتواند در تفکر وجود داشته باشد. اینکه استدلالها چه زمانی بر اساس منطق هستند و چه زمانی، سفسطه‌‌اند و قرار است منافع فرد استدلال کننده را تأمین کنند؟

تفکر نقادانه و نیاز به تفکر نقادانه، بحث جدیدی نیست. آلوده بودن ما انسانها به پیش فرضها و پیشداوریها و سوگیریهای جدی ما در مشاهده و تحلیل محیط هم جدید نیست. دوران جدید، چالشهای جدیدی را با خود به همراه داشته که در گذشته تا این حد پررنگ نبودهاند. از جمله این تغییرات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

 - تغییرات سریع محیطی

- توسعهی پیچیدهی اقتصاد و کسب و کار

- جابجایی غیر متمرکز اطلاعات درفضای مجازی

- کاهش نقش خانواده و نهادهای رسمی در آموزش

در گذشته دنیا هم آنقدر تغییر نمیکرد. لااقل بخشی از حرفها و شیوهی نگرش پدران و مادران ما و نسل گذشته قابل استفاده بود. اما نسل امروز، در دانشگاه خود رشتههای تحصیلی زیادی را میبیند که در زمان بازنشستگیاش وجود نخواهد داشت. در دانشگاه کتابهای درسی زیادی را میبیند که حتی اگر به تازگی منتشر شده باشند، باز هم از آنچه در جامعه میگذرد فرسنگها عقب هستند. پس به نظر میرسد که ما، بیش از اینکه بخواهیم از تجربههای دیگران و حاصل تفکرات دیگران استفاده کنیم، لازم است شیوهی درست تجربه کردن و شیوهی صحیح فکر کردن را بیاموزیم. این تغییرات سریع محیطی را در همهی جنبههای زندگی میتوان مشاهده کرد. اگر قبلاً اخبارهای رسمی و روزنامه‌‌ها و سایتهای خبری، منبع اصلی خبرهای دست اول بودند، حالا به گردآوری و پالایش خبرها در شبکه های اجتماعی و بازنشر آنها مشغول هستند. شبکه های اجتماعی و ابزارهای دیجیتال، بسترهایی پراکنده و غیرمتمرکز اما سریع و قوی برای انتقال اطلاعات هستند که با وجود خطای زیاد و اعتبار پایین، به علت سرعت بالا و در دسترس بودن و نبودن کنترل متمرکز، اعتماد قابل توجهی جلب کردهاند. امروز اصطلاحاتی مانند گفته میشود یا شنیدهها حاکی از آن است که و یا بر اساس اخبار منتشر شده در شبکه های اجتماعی زیاد تکرار میشوند. این اصطلاحات، یک ساختار مشخص دارند:

  • همه جملات با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند.
  • خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
  • اطلاعات وجود دارد. اما استناد – لااقل به شیوهی گذشته – وجود ندارد.

پس به نظر میرسد وظیفهی ارزیابی صحت و سقم اطلاعات و اخبار هم به تدریج به خود ما واگذار میشود.

بگذریم از اینکه محیطها و فضاهای پیچیدهای برای کسب و کار به وجود میآیند که قبل از اینکه نهادهای نظارتی و قانون گذاری بخواهند وجود آنها را به صورت کامل و جامع درک کنند و بشناسند و در مقابل آنها موضع بگیرند و یا برایشان چارچوب فعالیت و قوانین نظارتی تعریف کنند، آنها رشد میکنند. به بلوغ میرسند. اثر خود را بر جوامع میگذارند و افول میکنند .

Kind of thinking



 

اما شرایط امروزی زندگی ما به گونهای است که میتوان گفت  تفکر نقادانه از پیشنیازهای رشد، موفقیت، رقابت و بقاء محسوب میشود. برخی از کاربردهای تفکر نقادانه به شرح زیر است:

  • چگونه سوالات بهتری بپرسیم و پاسخهای بهتری مطرح کنیم.
  • چگونه مستدلتر و عمیقتر فکر کنیم، حرف بزنیم و بنویسیم؟
  • چگونه شباهتها و تفاوت بین ایدهها و حرفها و تحلیلهای مختلف را ببینیم و ارزیابی کنیم؟
  • چگونه میزان محکم بودن و نیز خطاهای احتمالی استدلالهای مختلف را ارزیابی کنیم؟
  • چگونه مسائل و مشکلات را به شکل نظاممند و سیستماتیک تعریف و تحلیل کنیم؟

در میان انبوه رسانههایی که امروزه – تقریباً بدون استثناء – منافع و بقای خود را در اولویت قرار میدهند، چگونه میتوانیم اطلاعاتی مفید، ارزشمند و با حداقل سودگیری به دست بیاوریم؟

چگونه دانستهها و باورها و شناختمان از جهان را پالایش کنیم و از تعصب و تنگ نظری و پیشداوری فاصله بگیریم؟

چگونه شفافتر فکر کنیم و حرفها و نظرها و استدلالهایمان را به شیوهای شفافتر و متقاعدکنندهتر به دیگران منتقل کنیم؟

چگونه از نگاه فردی دیگر و با چارچوب نگرشی متفاوت، به مسائل نگاه کنیم تا از این طریق، گفتگو و تعامل ما با دیگران سادهتر و سازندهتر باشد؟

چگونه به دیگران کمک کنیم تا مسائل و مشکلات خود و سازمانشان را بهتر و شفافتر ببینند و درک کنند؟

 

critical thinking skills?

Thinking Like a Scientist!!!!

 

منفعت های تفکر انتقادی (به طور عام(

  • ذهن بدون ابهام

تصمیمات معقول قابلیت حل همه آشفتگی و ابهامات را دارد.

  • مهارت تردید در تصمیمات

درستی یا نادرستی تصمیمات را مورد شناسایی قرار میدهند.

  • صرفه جویی در زمان

گاهی اوقات ممکن است  اگر زمان اقتضاء کند آنها راه میانبری را پیدا کنند .

  • گرفتن تصمیمات موثر

موثرمهارتهای تفکر انتقادی برای تولید ایده های موفق و تصمیم گیری های مهم الزامی است.

  • متمایز کردن احساسات و عقلانیت

متفکران انتقادی خودآگاه هستند و قادر به شناسایی تفاوت تفکرات مبتنی بر عقلانیت با تفکرات مبتنی بر واکنش عاطفی و تعصب شخصی هستند .

  • بی تعصبی و دوری از تقلید حیرت و پرسش، قلب تفکر انتقادی تفکر با پرسش برانگیخته میشود ونه با پاسخ. پاسخی که زمینه ساز پرسش بعدی نباشد نقطه پایانی است بر تفکر!!!

«از هر 100 دندان پزشک 99 نفر نوع خاصی از خمیر دندان را توصیه می کنند»  کدام دندان پزشکان در این بررسی مورد پرسش قرار گرفته اند؟ چگونه انتخاب شده اند؟ آیا شرکت تولید کننده این خمیر دندان در تحقیق ذکر شده دخالت داشته است؟

شما چه فکر میکنید؟

  • در ایران بسیار شنیدهایم که بگویند فلان کس که از مشایخ است، معجزه دارد: نعلینش جلوی پایش جفت میشود. این خبر را باید در متن بزرگتری گذاشت تا پوچیش را دریافت. باید مثلا پرسید جفت کردن نعلین که کار سادهای است، چرا از دست معجزه کارهای بزرگتری برنمیآید، مثلا بی نیاز کردن شیخ ما به نعلین از این طریق که به او بالی برای پرواز داده شود. و میشود گفت که چرا از میان مجموعهٔ کارهای ساده در جهان این قدر جفت شدن نعلین در ذهن جادو زده ما اهمیت ویژهای دارد.

مر مرا تقلیدشان بر باد داد که دو صد لعنت بر آن تقلید باد

  • مسافری که در راه، شبی بر خانقاه درویشان وارد شد. الاغش را به دربان سپرد. دراویش گرسنه بودند و غذایی در بساط نداشتند. به ناچار تصمیم به فروش الاغ مسافر و تهیه غذا با پول آن گرفتند. پس با این نقشه سماعی ترتیب دادند. مسافر هم در سماع و ذکر آنها هم آواز بود. آنگاه که سماع به اوج رسید، رئیس درویشان ترجیع بند ذکر را «خر برفت و خربرفت» نهاد. مسافر که در شوق سماع افتاده بود به تقلید از درویشان با ولع بیشتری ذکر میگفت. صبح هنگام وقتی همه درویشان قصد رفتن به مقاصد خود کردند بر او محقق شد که خرش را از دست داده است!
  • در این داستان خر نماد حیات انسان است. سماعی که مسافر از دراویش میگیرد و آن را با ولع بیشتری میخواند، به سان علم و دانشی است که آن را بدون فهم اهمیت آن فرا میگیریم

با آن دو پند چه کردی که سومی را به تو بدهم؟

  • مردی مرغ چکاوکی را به دام انداخت و خواست که او را بخورد . چکاوک که خود را اسیرمرد دید گفت ای بزرگوار تو در زندگی ات این همه مرغ و خروس و گاو و گوسفند خورده ای و از خوردن آن زبان بسته ها هرگز سیر نشده ای و از خوردن من هم سیر نخواهی شد. پس مرا آزاد کن تا به جای آن سه پند به تو بدهم که در زندگی ات به دردت بخورند و با به کار گیری آنها نیکبخت شوی.
  • اولین پند این است که هرگز سخن محال را باور نکن .
  • مرد که از شنیدن اولین پند خشنود شده بود چکاوک را رها کرد و چکاوک بر سر دیوار نشست و گفت پند دیگر اینکه هرگز بر گذشته غم نخور و بر آنچه از دست داده ای حسرت نخور.
  • سپس ادامه داد . اما در بدن من مرواریدی گرد و گرانبها وجود داشت به وزن 300 گرم که با آزاد کردن من بخت خود و سعادت فرزندانت را بر باد دادی زیرا مانند آن در عالم وجود ندارد.
  • مرد از شنیدن این سخن از حسرت و ناراحتی به خود پیچید و شیون کرد . چکاوک که حال او را دید گفت مگر نگفتم بر گذشته غم نخور و حسرت چیزی را که از دست دادی نخور ؟ و مگر نگفتم حرف محال را باور مکن من 100 گرم هم نیستم چگونه مرواریدی 300 گرمی در بدن ما جا می گیرد؟
  • مرد که به خودش آمده بود، خوشحال شد که چکاوک دروغ گفته و پرسید خوب پند سومت چیست؟
  • چکاوک گفت
  • با آن دو پند چه کردی که سومی را به تو بدهم؟

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :