دانستنیهای سپیتام
1395/10/01 15:16

دانستنیهای سپیتام آذر 95

 

 

 

 

 

 صحبت با شما:

 دوستان و همراهان سپیتام سلام

 

 آیا شما در کسب و کارتان اعتبار دارید؟

 مهمترین چیزی که بر رونق یک کار اهمیت دارد و به پیشرفت و موفقیت شما در نتیجه به کسب ثروت شما کمک می کند، کسب شهرت و اعتبار است.

 اگر ما اعتبار لازم در کسب و کارمان ایجاد نکنیم مشتریان پایدار و ثابتی نخواهیم داشت.

 اگر به دنبال سودهای کوتاه مدت باشیم شاید بتوان بدون اعتبار، کسب درآمد کرد اما اگر از دید بلند مدت به قضیه نگاه کنیم و دنبال سودهای بلند مدت پایدار باشیم مطمئنا می بایست با استراتژی دیگری به ثبات مالی برسیم.

 تا زمانی که مردم و مشتریان ما را نشناسند، محصولاتمان را نشناسند چطور اعتماد پیدا کنند که خدمات با کیفیتی به آنها ارایه می دهیم؟ پس خیلی مهم است که ما را بشناسند و آنقدر اعتبار داشته باشیم که از ما محصول یا خدمتی را خریداری کنند.

 این موضوع امروزه اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است: بخصوص در بیزینس هایی که B2B هستند. یعنی یک بنگاه اقتصادی یا یک شرکت به یک بنگاه اقتصادی دیگر یا یک شرکت دیگر کالایی را می فروشد.

 بدلیل کوچک بودن صنعت همه شرکت ها یکدیگر را می شناسند. کافی است یکی در این میان اعتبارش را از دست بدهد. مثلا چکی داده باشد که پاس نشده است، یا مثلا زیر قول و قرارش زده باشد. در گذشته که صنعت کوچک بود این اتفاق بصورت دهان به دهان می گشت و به گوش بقیه می رسید و بقیه در مواجهه با این فرد بی اعتبار محتاط عمل می کردند و یا حتی قطع همکاری و ارتباط می کردند. فرد مجبور می شد که کوله بارش را جمع کند و از آن صنعت برود.

امروزه بسیاری از افراد متاسفانه این تصور را دارند که صنعت بزرگ شده است و می توانند هر کاری انجام دهند بدون اینکه بقیه متوجه بشوند. چک بی محل بدهند، زیر قیمت کار کنند و بازار را خراب کنند، بد قولی کنند، زیر قراردادهایشان بزنند، پول قرض بگیرند و پس ندهند.

 اما خبر خوش  اینکه با وجود شبکه های اجتماعی و گروه های گپ و گفت کاری و خبرنامه ها که روز به روز بر تعدادشان هم بیشتر می شود خیلی راحت می توان از اخبار مطلع شد و این افراد خیلی سریع تر از آنچه فکرش را می کنند، درست مثل گاو پیشانی سفید شناسایی شده و خود به خود از بازار کار خارج می شوند. به قول معروف دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

 برای کسب اعتبار می بایست اقداماتی را صورت دهیم و باید این را بدانیم که اعتبار یک شبه بدست نمی آید ولی یک شبه از بین می رود.

 باید عادت کنیم که روی حرفی که میزنیم درست فکر کنیم و از عملیاتی شدن قول و قراری که می دهیم مطمئن شویم و بعد قول بدهیم.

  سودهای لحظه ای و کوتاه مدت شما را وسوسه نکند و به قولی در کسب و کار به خصوص کار فروش جوگیر نشوید که زیر قول و قرارتان بزنید.

 نکته مهم دیگری که من خودم به شخصه به آن رسیده ام و قطعا به دردتان میخورد و میتواند به افزایش اعتبار شما کمک کند را با شما در میان میگذارم:

 در کسب و کار خود مسایل حسابداری مهمترین مساله ای است که باید رعایت شود. اگر شما حسابداری کسب و کار خود را درست انجام نمیدهید بهتر است همین الان بروید و راننده تاکسی شوید تا هر آنچه در طول روز نقدی به دست می آورید همان روز مصرف کنید. کما اینکه اگر به استاد حسابداری دانشگاه ما این موضوع را بگویید در پاسخ خواهد گفت که همان راننده تاکسی هم باید حساب دخل و خرجش را داشته باشد تا بتواند ادامه دهد. خلاصه کلام اولین قدم در یک کسب و کار پیاده سازی اصول حسابداری است. مطلبی که بعضی ها متاسفانه از کنار آن بی تفاوت رد میشوند و نه تنها خود دچار مشکلات بزرگ میشوند بلکه دیگران را هم دچار مشکل میکنند.

  توصیه میکنم اگر حرفهایم را قبول ندارید یک دوره کوتاه حسابداری بروید تا تفاوت دانستن آن و ندانستن آن را متوجه بشوید.

 کسی که حساب دخل و خرج و سود و زیان خود را میداند و با چشمان باز حرکت میکند و اعتبار دارد، پروژه زیر قیمت نمیدهد که وسط کار نتواند ادامه بدهد و هم خود و هم کارفرمایش را به مشکل بندازد. خرید و فروشی نامتعارف انجام نمیدهد که نتواند پاسخگوی آن باشد. چکی دست مردم نمیدهد که نتواند پاس کند. ریسک های حساب نشده انجام نمیدهد. برای فرار از پاسخگویی به مطالبات مردم امروز و فردا نمیکند و به قولی سرکارشان نمیگذارد.

 خوشبختانه موضوع کسب اعتماد و اعتبار حتی در زندگی شخصی ما هم می تواند بسیار بدردمان بخورد.

 کسانی که حرفشان عین عملشان است و به هیچ عنوان حاضر نیستند زیر قول و قرارشان بزنند ، حتما زندگی شخصی موفق تری هم دارند و به راحتی می توان به این افراد اعتماد کرد.

 

 همیشه به حس ششم خودم اعتماد داشتم که میتوانم ادمها را بشناسم اما این حسم به تازگی خراب شده. ادمهایی که فکر می کنم شناخته ام و  صد در صد اعتماد میکنم، ناگهان تغییر رویه میدهند و  جوری به حس ششمم لگد میزنند که از هرچه حس ششم و هفتم است نا امید میشوم. البته این آدمها خدا رو شکر زیاد نیستند اما اگر در کسب و کار شما یکهو پیدا شوند براحتی می توانند به شما ضربه بزنند.

 نکته آخر اینکه همیشه حتی اگر شرایط و اوضاع اقتصادی بد بود به آن توجه نکنید  و شما بهترین محصول رو با کیفیتی خوب ارایه کنید، خدمات خوبی به مشتریان بدهید و شهرت و اعتبار کسب کنید. مطمئن باشید در این صورت، همیشه برای شما کار هست و به جایی خواهید رسید که آنقدر پروژه کاری بهتون پیشنهاد میشه که نمی دونید کدوم پروژه ها رو قبول کنید و مطمئنا بتدریج به نتایج فوق العاده ای دست خواهید یافت.

 امیدوارم که کسب اعتبار و شهرت، سرلوحه و استراتژی اول کسب و کار شما نیز باشد.

 

 رمضانی مدیریت سپیتام

  با امید به پیروزی روز افزون برای شما همراهان سپیتام

 

  لطفا ما را به دیگران معرفی کنید

 

مقاله منتخب این ماه:

  نحوه کابل کشی فیبرنوری در یک پالایشگاه

 

معرفی محصول:

 

 مقاله مدیریتی:

 

 فرهنگ کار و تجارت در آلمان

   مقدمه

   موفقیت آلمان بعد از جنگ جهانی مرهون توجه چشمگیر این کشور به مدیریت کسب و کار )که در انگلیس و آمریکا رواج دارد( نیست. در آلمان  بیشتر به تحصیلات دانشگاهی و فنی و ارزش آن در کسب و کار توجه شده است.

   سخت کوشی و شایستگی فنی و تخصصی دو ویژگی مورد احترام آلمانی ها هستند و به عنوان شاخص های اصلی عملکرد محسوب می شوند. سیستم های ارزیابی مبتنی بر شایستگی های عمومی تر هنوز در شرکتهای سنتی آلمان جا نیفتاده است.

   ساختارهای کسب و کار در آلمان

     در شرکت های بزرگ ( که پسوند AG  و GmbH دارند) یک هیئت نظارتی، هیئت مدیره را منصوب میکند و تصمیم گیری نهایی در خصوص مسائل مربوط به سیاست های تأثیرگذار بر مدیریت شرکت، بر عهده هیئت است. لذا رییس هیئت مدیره در مقایسه با برخی کشورهای دیگر از قدرت و اختیارات بسیار کمتری برخوردار است.

   اما در سطوح پایین تر، یک نظام سلسله مراتبی شدید وجود دارد که در آن افراد دارای نقش ها و مسئولیتهای کاملاً تعریف شده و تفکیک شده هستند و به همین خاطر رویکرد روشمندی نسبت به اکثر مسائل کسب و کار دارند که در آن روش های کاری و رعایت دقیق مقررات بسیار مورد احترام است. این رویکرد روشمند هم خوب است هم بد: از یک طرف همه، وظایف خود را به خوبی می دانند و فرایند معینی را برای انجام آنها طی می کنند، و از سوی دیگر باعث نبود انعطاف پذیری و مقاومت شدید در برابر تغییر می شود.

 

   سبک مدیریتی آلمانی ها

 

     در آلمان از یک مدیر انتظار می رود که در حوزه تخصصی خود از توانایی فنی بالایی برخوردار باشد و به عنوان یک رهبر قدرتمند و بلامنازع عمل کند. آلمانی ها کمتر با مافوق خود مخالفت می کنند اما این به معنای بله قربان گو بودن آنها نیست. زیر دستان احترام زیادی برای توانایی های فنی مافوق خود قائلند و به همین خاطر با کمال میل دستورات وی را اجرا می کنند.

     مدیران به افرادی مسئولیت می دهند که شایستگی لازم را برای انجام یک وظیفه معین داشته باشند و زمانی که تفویض اختیار کردند بدون دلیل بر کار وی نظارت و دخالت نمی کنند. به همین خاطر دستورات خود را خیلی واضح، دقیق و شفاف می دهند. شاید به همین خاطر است که از نظر فرهنگ های دیگر، رابطه میان مدیر و زیر دستان در المان خشک و سرد به نظر می رسد.

 

     جلسات کاری در آلمان

     همانند دیگر فرهنگ ها در آلمان نیز جلسات متنوعی برگزار می شوند که شیوه رفتار افراد در هر یک از این جلسات متفاوت است.

     آلمانی ها مایلند با آمادگی نسبتاً کامل در جلسات حاضر شوند تا بتوانند با قدرت از دیدگاه های خود دفاع کنند. این تمایل به متقاعد کردن دیگران در کنار ماهیت بسیار مستقیم بحث ها باعث می شود که افراد دیگر فرهنگ ها این شیوه برخورد آلمانی ها را خشک، انعطاف ناپذیر و حتی مغرورانه تلقی کنند.

     از آنجا که آلمانی ها دنبال تخصص گرایی هستند. معمولا جلساتشان بزرگ است، چون از هر تخصص خاص باید فردی مرتبط با موضوع بحث در جلسه حضور داشته باشد. از حاضرین در جلسه انتظار می رود فقط زمانی صحبت کنند که بحث به حوزه تخصصی آنها ربط دارد اما این بدان معنا نیست که حتما باید اظهار نظر کنند.

     آلمانی های در جلسات خود بحث ها را به صورت مستقیم و با قدرت مطرح می کنند تا به یک پاسخ  درست برسند. به همین خاطر معمولا جلسات آنها خیلی داغ به نظر می رسد. این مسئله باعث می شود وقتی افراد سایر فرهنگ ها ( که در جلسات به جای بحث مستقیم به دنبال روش دیپلماتیک هستند) در جلسات با آلمانی ها قرار می گیرند، شیوه برخورد آنها را نا مناسب ببینند و گاه آن را حمل بر مخالفت یا مقابله عامدانه کنند.

     سبک های ارتباطی آلمانی ها

   همچنین، آلمانی ها اهل شکسته نفسی یا سربسته صحبت کردن نیستند و به همین خاطر معمولا به مغرور بودن محکوم می شوند. آنها با افتخار توانمندی های خود را صادقانه به طرف مقابل اعلام می کنند که نباید آن را نشانه از خود متشکر بودن در نظر بگیرید.

     بعضی ها می گویند آلمانی ها اهل شوخی نیستند. اما واقعیت این است که مثل دیگر مردمان، آنها نیز حس شوخ طبعی دارند. علت این برداشت نادرست در مورد آلمانی ها این است که آنها معتقدند شوخی کردن، زمان و مکان خود را دارد که البته جای آن در محیط کار یا موقع انجام کسب  کار نیست. هر چقدر موقعیتی جدی تر باشد بر میزان جدیت آنها افزوده می شود. از سوی دیگر، فراموش نکنید که شوخ طبعی همیشه کارساز نیست و ممکن است چیزی که در فرهنگ ما خنده دار است در فرهنگ های دیگر نامفهوم و بی ربط به نظر برسد.

     آلمانی ها حقیقت و صراحت را به دیپلماسی ترجیح می دهند و معتقدند مهم  واقعیت  است و نباید اجازه داد احساسات و عواطف شخصی مانع از بیان حقایق شود. این صراحت در برخی فرهنگ ها، حمل بر بی ادبی می شود.

 

     آداب لباس پوشیدن

     در محیط های کاری مردان معمولا ژاکت های اسپرت و شلوار با پیراهن و کراوات به تن دارند و خانم ها لباس های شیک غیر رسمی به تن میکنند. در برخی صنایع جدید تکنولوژیک، لباس افراد عادی و غیررسمی است. قبل از برگزاری جلسه با افراد خارجی بهتر است قبلا اطلاعاتی در مورد نحوه لباس پوشیدن آنها کسب کنید.

 

     پذیرایی و مهمان  نوازی

     از آنجا که آلمانی ها دوست ندارند کا را با زندگی خصوصی قاطی کنند معمولا کسی را به شام یا به منزل خود دعوت نمی کنند. پذیرایی از مهمانان تجاری معمولاً از طریق صرف ناهار در رستوران یا سالن غذاخوری شرکت انجام می شود. گرچه در موقع ناهار صحبت در مورد موضوعات غیرکاری )مثلاً در مورد ورزش(صحبت کنند.

     وقتی کسی را برای صرف غذا به رستوران دعوت می کنند همیشه خودشان پول مهمان را حساب می کنند. بنابراین اگر شما یک آلمانی را به ناهار تجاری دعوت کردید حتما خودتان صورتحساب را از روی میز بردارید. در آلمان در طول غذا خوردن از چاقو استفاده می شود. غذا خوردن با یک دست در حالی که دست دیگر زیر میز و وری پا قرار گرفته (مانند آنچه در آمریکای شمالی مرسوم

است) جزو آداب صحیح غذا خوردن محسوب نمی شود. معمولا در رستوران ها علاوه بر پول غذا، 10 درصد هم به عنوان انعام پرداخت می کنند.

 

   چند نکته مهم در فرهنگ کاری و تجاری آلمانی ها

      از ابهام و عدم قطعیت خوششان نمی آید. بیشتر دوست دارند مسائل را عمیقا تجزیه و تحلیل کنند تا به یک نتیجه مطلوب برسند و در فضای کسب و کار و تجارت از بحث های احساسی یا حدس و گمان استقبال نمی کنند. طرفدار برنامه ریزی دقیق هستند. معتقدند با این نوع برنامه ریزی می توان آینده را شکل داد. بیشتریناحترام را برای کسانی قائلند که از دانش فنی عمیق برخوردار باشند و لذا تحصیلات از نظر آنها بسیار مهم است. وقتی تصمیمی گرفته می شود، انتظار دارند همه بدون چون و چرا و صرف نظر از موافقت یا مخالفت خود، در اجرای آن همکاری کنند. از یک مدیر انتظار دارند کار خود را بلد باشد و به شکلی صحیح و شفاف دیگران را رهبری کند. زیردستان احترام زیادی برای مقامات مافوق قائلند و به همین خاطر جلوی جمع با مافوق خود مخالفت نمی کنند. بروز احساسات در محیط کار (مانند عصبانیت، ناامیدی، و

غیره) را علامت ضعف و غیر حرفه ای بودن فرد می دانند. کارمندان انتظار دارند در خصوص وظایف خود دستورات دقیق و مشخص دریافت کنند، اما از سوی دیگر دخالت و نظارت بر کار را دوست ندارند. روابط بین مدیران و زیر دستان ظاهری رسمی دارد. پیاده کردن سیستم های ارزیابی برای آلمانی ها دشوار است. از کارمندان انتظار می رود وظایف خود را به شکلی حرفه ای و درست انجام دهند بنابراین نیازی به ارائه بازخوردهای مثبت نمی بینند. شرکت های آلمانی عموماً سلسله مراتبی و دارای بخش های تفکیک شده هستند. هر بخش سعی می کند از موضع قدرت خود محافظت کند تا جریان اطلاعات از کانال های صحیح صورت بگیرد. تشکیل و مدیریت تیم های کاری در بین خطوط سلسله مراتبی کار دشواری است چرا که با ساختارها و قواعد و مقررات عادی تداخل پیدا می کند.

جلسات، رسمی هستند مگر آن که تک به تک باشند. اگر می خواهید از نظرات آلمانی ها و خط فکری آنها مطلع شوید بهتر است با آنها جلسه غیررسمی تک به تک داشته باشید. معمولاً با آمادگی کامل و با در اختیار داشتن اطلاعات و اعداد و ارقام مورد نیاز در جلسات حاضر می شوند و بدون داشتن نظر مشخص و بی دلیل در جلسات حضور پیدا نمی کنند. در مواردی که اختلاف نظر وجود دارد، اهل سازش یا راه حل بینابین نیستند. سازش و مصالحه از نظر آنها نشانه ضعف، حل نشدن اختلاف یا عدم قطعیت است. معتقدند اگر کسی در حوزه ای دانش و تخصص ندارد بهتر است اصلا اظهار نظر نکند.  جریان داخلی اطلاعات از بالا به پایین و بر مبنای نیاز به دانستن است. از افراد مافوق انتظار می رود که اطلاعات بیشتری داشته باشند. بر مکتوب کردن مذاکرات تاکید دارند و به همین خاطر همیشه اطلاعات، تصمیمات و نتیجه مذاکرات را ثبت می کنند. عموما شوخی در محیط کار آنها جایی ندارد، اما وقتی خارج از محیط های کاری با کسی حشر ئ نشر دارند اهل شوخی هم هستند. به موقع سر قرار ها حاضر می شوند تا به دزدیدن وقت محکوم نشوند.  در ظاهر و حتی در بین خودشان بسیار خشک و رسمی به نظر می رسند. به نظر آنها این رسمی بودن حاکی از احترام است. حتی افرادی را که سال ها می شناسند با القاب آقا و خانم مخاطب قرار می دهند.

 نویسنده : خانم سمیه شریعتی راد- کارشناس ارشد مدیریت آموزشی

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :