دانستنیهای سپیتام

1395/11/13 12:30

دانستنیهای سپیتام بهمن 95

 

 صحبت با شما:

دوستان و همراهان سپیتام سلام


در خبرنامه ماه قبل در مورد کسب اعتبار برای هر بیزینسی صحبت کردیم و گفتیم که با توجه به شبکه های اجتماعی و ارتباطات نزدیک تر و ساده تر در محیط های مجازی این امکان را از آن عده افراد سودجو گرفته و راه را برای آنان سد می کند. دیگر مثل گذشته نمیتوانند جولان بدهند و از اعتماد دیگران سو استفاده کرده و آنان را سر کیسه کنند. بعد از نوشتن این مطلب در خبرنامه سپیتام، به صورت اتفاقی مطلبی را در روزنامه خواندم که برایتان آن را در زیر آورده ام. برای خودم خیلی جالب بود. میدانم که برای شما هم جالب توجه خواهد بود:

 "تلگرام" بازار تهران و مشتری‌های برگشتی



چند ماهی است تعدادی از بازاریان تهران یک گروه تلگرامی درست کرده‌اند و در این گروه اسم و مشخصات و عکس کسانی را که چک‌‌شان برگشت خورده، همراه با تصویر خود چک در این گروه منتشر می‌کنند تا همکاران‌شان دوباره فریب او را نخورند. محمد آوینی یکی از کسبه بازار و عضو این گروه می‌گوید: «کلاه به کلاه می‌کنند. جیب مارا خالی می‌کنند و برای خودشان زمین و ماشین می‌خرند و به ریش ما می‌خندند» البته طرف حساب بازاری‌ها در این گروه کلاهبرداران حرفه‌ای است؛ آنهایی که حسابی همه را کلافه کرده‌اند. هر بار با اسامی جدید و شکل و شمایل تازه‌ای سر و کله‌شان پیدا می‌شود و... اما این‌بار قضیه فرق کرده و بازاریان دور هم جمع شده‌اند و با یک شبکه موبایلی، کاری کرده‌اند به قول خودشان کارستان.
نام گروه را گذاشته‌اند «مشتری‌های دارای برگشتی» گروه پر از عکس چک‌های برگشتی و قیافه آدم‌هایی است که در نگاه اول ساده و معمولی به نظر می‌رسند. یکی  بچه‌هایش را بغل کرده و دیگری در ساحل دریا از خودش سلفی گرفته. فرقی نمی‌کند قیافه چه شکلی باشد و در چه لوکیشنی، مهم این است که آن را در ذهنت نگه داری تا مبادا بعد از گرفتن چک بی‌محل و بیرون رفتن آقای کلاهبردار توی سرت بزنی که‌ ای وای خودش بود. آوینی می‌گوید البته کلاهبردارها هم حرفه‌ای شده‌اند: «بعضی تغییر چهره می‌دهند بعضی هم اسم‌شان را. ما مورد داشته‌ایم مردی لباس زنانه پوشیده و چک بی‌محل کشیده.» چک برگشتی، البته با هر رویکردی؛ چه کلاهبرداری و چه ناتوانی در پرداخت، سالهاست یقه بازاریان کشور را گرفته و هر چقدر هم مصوبه و طرح امضا می‌شود و سخت‌تر می‌گیرند، باز هم این پدیده چغر، خیال کوتاه آمدن ندارد. هرچند آمارها تا حدودی امیدوار کننده است. آخرین آمارها از برگشت ?.? میلیون فقره‌ای چک‌های برگشتی تا مبلغ ?? هزار میلیارد تومان در سه ماهه اول امسال خبر می‌دهد. سال 1390، 12.41 درصد از کل «تعداد» چک‌ها، برگشتی بوده که این رقم در سال 1394 به 3.3 درصد کاهش یافته است. همچنین از لحاظ مبلغ نیز در سال 1390، 4.83 درصد مبلغ چک‌ها برگشتی بوده که این رقم در سال 1394 به 2.7 درصد کاهش پیدا کرده. جامعه شناسان «چک» را یکی از شاخصه‌های عینی اعتماد اجتماعی و امید اجتماعی می‌دانند.
آوینی می‌گوید: «این گروه تلگرامی باعث شده همه حواسشان را بیشتر جمع کنند.» قاعدتاً بعضی از کلاهبرداران شیوه‌های خلاقانه‌ای دارند و در این رشته کاملاً حرفه‌ای هستند. بعضی‌ها چک را به نام فرد دیگری می‌خرند و بعضی با خرید کردن در یک روز از بازار، بسرعت جنس را زیر قیمت آب می‌کنند و ناپدید می‌شوند. چک هم به نام فرد دیگری است و حالا بگرد و پیدا کن پرتقال فروش را. از آوینی می‌پرسم تا حالا کسی از طریق این کانال بازداشت شده؟ می‌گوید: «بازاری جماعت خیلی اهل گرفتن حکم جلب نیست و بیشتر سعی می‌کنند با ریش سفیدی مسأله را حل کنند. البته بوده‌اند کسانی که رقم بالا کلاهبرداری کرده‌اند و بازاری‌ها هم رفته‌اند و شاخش را شکسته‌اند. در مورد این گروه خیلی در جریان نیستم کسی بازداشت شده یا نه ولی کار خوبی است
آوینی برای ما از گروه دیگری هم می‌گوید که خیلی از بازاری‌ها در آن عضو هستند؛ آنجا به صورت خصوصی‌تر از مشتری‌های رقم بالای خود، از دیگر بازاریان استعلام می‌گیرند. چون بعضی از کلاهبرداران با سیستم پیچیده‌تری این کار را می‌کنند. با دوتا بازاری خوش حسابی می‌کنند و رد گم می‌کنند، بعد کلاه نفر سوم و چهارم را برمی‌دارند. در این گروه همچنین کسانی که از مال و اموال خریدار میلیونی، اطلاع دارند باهم در میان می‌گذارند تا ببینند در صورت کلاهبردار بودن طرف، می‌توانند با خانه و ماشین و زمینش به پول برسند یا نه.
گروه تلگرامی «مشتری‌های دارای برگشتی» مصداق بارز کلاه خودت را سفت بچسب تا همسایه را دزد نخوانی است. بازاری‌ها حالا دیگر خودشان دست به کار شده‌اند و آستین‌ها را بالا زده‌اند تا قبل از وقوع جرم، جلوی آن بگیرند.

محمد معصومیان

روزنامه ایران


با امید به پیروزی روز افزون برای شما همراهان سپیتام

 لطفا ما را به دیگران معرفی کنید!

 

مقاله منتخب این ماه:

پروژه فیبرنوری

 

معرفی محصول:

​​

 

مقاله مدیریتی:


همیشه ارزان فروشی راه مناسبی برای افزایش فروش نیست!

 

شرایط بد اقتصادی در سالهای اخیر در اقتصاد کشور نقش بسزایی در کسب و کار تمامی حوزه های کاری داشته است.تحریم ها،نوسان نرخ ارز و تورم شدید بر وضعیت معیشتی مردم تاثیر فراوانی داشته است.حال با شرایط موجود این تاثیر بر بازار کامیپوتر و فناوری اطلاعات با توجه به اینکه این لوازم به کل وارداتی هستند بیشتر از حوزه های دیگر بوده است. البته جدا از موضوع واردات، خرید این تجهیزات از سوی مردم در درجه های بعدی نسبت به خرید دیگر ضروریات زندگی اولویت کمتری پیدا کرده است.

 

در چنین بازاری رقابت میان فروشندگان حوزه فناوری اطلاعات شدیدتر شده است که گاهی بعضی از فروشندگان جهت افزایش فروش خود دست به راههای غیر موجه و غیرقانونی میزنند.

 

مطلبی از JimD کارشناس فروش در خصوص اینکه آیا کاهش قیمت بهترین راه برای افزایش فروش است را با هم می خوانیم.

وقتی نتوانید کسب‌وکارتان را از رکود اقتصادی نجات دهید، احتمالا به این فکر می‌افتید که قیمت محصول یا خدمات خود را کاهش دهید. کاهش قیمت عموما باعث افزایش تقاضا و فروش می‌شود. البته باید به تمام جنبه‌های آن توجه کنید. وقتی کسی به کم کردن قیمت محصولات خود فکر می‌کند، احتمالا با یکی از این دو مشکل روبه‌رو شده است: کاهش تقاضا یا پیدا شدن رقیبی که می‌تواند اعتماد مشتری را به خودش جلب کند. در این دو حالت روش‌های متفاوتی را باید برای مقابله با مشکل اختیار کنید.

کاهش قیمت برای افزایش تقاضا

  • ارزش کالا را در ذهن مشتری کم نکنید!

تغییر دادن قیمت، باید به اندازه دقیقی باشد. شما نمی‌توانید هر مقدار که می‌خواهید قیمت محصول را کاهش دهید. ممکن است کاهش قیمتی که شما برای محصول خود در نظر گرفته‌اید، نتواند تاثیری در فروش محصول داشته باشد. در این حالت کاهش قیمت، منجر به کاهش سود می‌شود و فقط به خود شما ضربه می‌زند. از طرفی اگر محصول را بیش از اندازه ارزان به دست مشتری برسانید، مشتری، ناخودآگاه موضع‌گیری کرده و این کاهش قیمت را به کاهش کیفیت مرتبط می‌کند.

قبل از هر عملی، اول ببینید که مشتری برای محصول چه ارزشی می‌گذارد. مشتری برای یک محصول یا خدمات خوب، «پول خوب می‌دهد»! این تمایل در مشتری به این خاطر است که هر چیز با کیفیتی ارزش خود را دارد. کاهش ناگهانی و بیش از اندازه قیمت، این فکر را به مشتری القا می‌کند که تولیدکننده کیفیت خود را پایین آورده است.

  • کاهش قیمت، همیشگی یا موقت

وقتی می‌خواهید قیمت محصول خود را کاهش دهید، قبل از هر چیز تکلیفتان را با خودتان روشن کنید! این کاهش قیمت برای همیشه است یا برای یک زمان محدود؟ اگر فقط برای مدتی محدود، این مدت چقدر خواهد بود؟ کم یا زیاد بودن این مدت هم بر دید خریدار تاثیر دارد. فرض کنید یک کتاب را با قیمت 20 دلار ارائه می‌کنید. به هر دلیل می‌خواهید برای یک مدت محدود آن را به قیمت 15 دلار بفروشید. حال اگر این مدت به یک زمان طولانی تبدیل شود، ارزش این کتاب با این کیفیت در ذهن مشتری همان 15 دلار ثبت می‌شود و بازگرداندن قیمت به 20 دلار، یعنی افزایش قیمت محصول نه بازگشت به قیمت قبلی. شما دیگر نمی‌توانید مشتری را با همان کیفیت راضی نگه دارید.

کاهش قیمت برای شکست رقیب

  • رقیب خود را بشناسید

اینکه بدانید در چه رقابتی هستید بسیار مهم است. شما باید بدانید که آیا با محصولی رقابت می‌کنید که در مقایسه با شما قرار دارد یا نه. آیا ارائه خدماتی که شما می‌خواهید با آن رقابت کنید در حیطه کاری شماست؟ آیا مشتری چنین انتظاری از شما دارد؟ به یاد داشته باشید که همیشه یک محصول با قیمت کمتر، رقیب قدری محسوب نمی‌شود. گاهی اوقات، ورود محصول کم‌قیمتِ رقیب به بازار نمی‌تواند برای شما مشکلی ایجاد کند. اگر کیفیت یا خدمات جانبی تولیدکننده رقیب کم باشد، مشتری ارزش محصول شما را فراموش نخواهد کرد. در رقابتی شرکت کنید که آن مسابقه ارزش وقت و انرژی شما را داشته باشد. برنده شدن در رقابتی مفید است که چیزی به شما اضافه کند. رقابت با تولیدکننده‌های ناشی بیشتر از اینکه برای شما مفید باشد به شما لطمه می‌زند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ می‌توانند سود خود را در قالب بسته‌های تولیدی، تعریف کنند، نه فقط یک محصول خاص. به‌طور مثال، یک سوپرمارکت بزرگ می‌تواند برخی از محصولات خود را با سود بسیار کم ارائه کنند. اولا، حجم معاملات بالاتر می‌تواند برخی از هزینه‌های محصول را کاهش دهد. ثانیا، در بعضی موارد آنها به دنبال جلب مشتری‌اند. اگر پای مشتری به مغازه‌های بزرگ برای فقط یک محصول باز شود، محصولات بسیار متنوعی را در موقع خروج در سبد خریدش خواهد داشت. ولی این روش برای بسیاری از خوار و بار فروشی‌ها ممکن نیست. کاهش قیمت نمی‌تواند منجر به این شود که مشتری، لزوما از محصولات دیگر آن مغازه هم خرید کند. رقابت این دو کسبه در دو مقیاس متفاوت است.

  • نبرد قیمتی کار بسیار خطرپذیری است

اگر کاهش قیمت، روش مبارزه هر دو تولیدکننده شرکت‌کننده در این رقابت باشد، کاهش قیمت از طرف هر کدام منجر به کاهش قیمت هر دو تولیدی می‌شود. این روند تا جایی ادامه می‌یابد که تمام سود ناشی از ارائه آن خدمات یا آن محصول صرف رقابت می‌شود. اگر شما از تمام سود خود صرف‌نظر کنید، ارائه خدمات یا تولید آن محصول به‌جای سودآوری، زیان‌آور خواهد بود. مستقل از میزان انعطاف شما، این روش به سادگی کسب‌وکار شما را فلج خواهد کرد.

به حاشیه سود محصول توجه کنید

اگر تصمیم نهایی شما، پایین آوردن قیمت محصول است، با دقت سود حاصل از این کار را در وضعیت جدید آن بررسی کنید. ممکن است در ابتدا فروش محصول افزایش پیدا کند. ولی اهمیت مساله زمانی است که در فروش محصول ثبات ایجاد شود. مثلا ممکن است محصول شما در ابتدا بسیار افزایش پیدا کند و بعد از مدتی، دوباره به فروش قبلی خود بازگردد. اگر با در نظر داشتن تمام این موارد حرکت کنید، راحت‌تر می‌توانید به رفتار بازار عکس‌العمل نشان داده و قبل از رسیدن به بحران، کسب‌وکارتان را نجات دهید.دوباره به مثال قبل بازگردید. فرض کنید برای فروش بیشتر کتاب خود، قیمت آن را پنج دلار کاهش داده‌اید. یعنی محصولی را که قبلا بیست دلار می‌فروختید، حالا 15 دلار قیمت می‌گذارید. هدف از این کاهش قیمت افزایش در فروش و جبران کاهش قیمت است. ولی اگر بعد از مدتی بازار به حالت اول خود بازگردد چه چیزی حاصل می‌شود؟ برای هر کتاب، شما پنج دلار ضرر داده‌اید.کاهش قیمت، یک تصمیم پر ریسک است. شما باید به خوبی تمام جوانب را در نظر داشته باشید. قبل از اجرای تصمیم، حداقل‌های خود را در وضعیت جدید مشخص کنید. بی ثباتی در قیمت‌ها مشتری را هم مردد می‌کند. قبل از اجرای این تصمیم، خوب فکر کنید!

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :