دانستنیهای سپیتام
1396/03/21 16:41

دانستنیهای سپیتام خرداد 96

 

 

 

 

 

صحبت با شما:

دوستان و همراهان سپیتام سلام

امروز پس از گذشت 2 ماه فرصت کردم که با شما گپی بزنم. کوتاهی از من و تیم سپیتام بود که نتوانستیم مقاله فنی رو به موقع آماده کنیم. پروژه هایی که گرفتیم و تعویض نرم افزار حسابداری و استخدام نیروی جدید همه دلایلی است که باعث شد نتوانم به موقع با شما ارتباط داشته باشم. در خصوص کارگاه های آموزشی هم به همین دلایل فوق عقب انداختیم تا به موقع و فراغ بال و تمرکز، کلاسها رو برگزار کنیم.

دوستانم! در زیر یکی از همین پروژه های اخیر سپیتام را به صورت کیس استادی نوشته و داخل سایت گذاشته ایم. مطمئنم که این مطالب برای اهالی حوزه دوربین های مدار بسته می تواند مفید باشد.

راستی انتخاب جناب آقای روحانی رو هم به همه دوستان تبریک میگویم و امیدوارم همه با هم برای اعتلای کشورمان تلاش کنیم. هر کس به سهم خودش! امیدوارم ما هم بتوانیم انگیزه لازم برای تولید صد در صدی محصولاتمان رو داخل ایران بدست بیاریم. هر چند بسیار مشکله اما اگر انگیزه کافی وجود داشته باشه و آدمهای درست در جای درست قرار بگیرند همه چی امکان پذیر خواهد بود. به امید آن روز!

 لطفا ما را به دیگران معرفی کنید!

 

مقاله منتخب این ماه:

طراحی یک پروژه نظارت تصویری و صوتی در بستر فیبرنوری شماره 7

 

معرفی محصول:

مقاله مدیریتی:

آیا بهتر نبود به جای یک عید چند عید در سال داشتیم؟ آیا بهتر نبود کاری می کردیم خوشی عید را در لحظات بیشتری از سال تجربه می کردیم. در سری مطالبی که می خواندم به مقاله ای از آقای دکتر محسن رنانی اقتصاد دان برجسته کشورمون برخورد کردم که بسیار زیبا طرح مساله کرده و به آن پاسخ داده است. در این شماره قسمتی از این مقاله را برایتان آورده ام. امید به اینکه همه ما مهارت تولید عید را پیدا کنیم:


 

فناوری تولید عید ( خلاصه ای از مقاله دکتر محسن رنانی)

 

اکنون می خواهیم درباره روش ها صحبت کنیم و این که چگونه می توان لحظه های حقیقی یا عید تولید کرد. می دانیم که تولید هر کالایی نیازمند داشتن مدیریت و کاربرد مواد اولیه و فناوری خاصی است. اکنون ببینیم مواد اولیه و فناوری تولید عید چیست. بگذارید تا سری به یکی از کارخانه های تولید عید بزنیم و از زبان یکی از بزرگ ترین تولید کنندگان عید در این باره سوال کنیم. به خدمت حضرت مولانا جلال الدین می رویم و دیوان غزلیات او که محصول کارخانه -عیدسازی اوست را می گشاییم. در همان نگاه اول به این بیت برمی خوریم: -

صوفیان در دمی دو عید کنند

عنکبوتان مگس قدید کنند

این جا حضرت مولانا روش عارفان را با روش عنکبوتان در برابر هم قرار می دهد. در واقع مولوی با خودعنکبوتان کاری ندارد با کسانی که مانند عنکبوتان زندگی می کنند کار دارد. به دیگر سخن مردم را در یک طیف قرار

 می دهد. که یک سوی آن عارفانند و یک سوی دیگرش عنکبوت صفتان. اول ببینیم عنکبوتان چه می کنند.به قدید گوشت یا موادغذایی دیگری می گویند که در قدیم به منظور ذخیره سازی و برای پرهیز از فاسد شدن آن را خشک می کرده اند. در واقع در گذشته برای کنسرو کردن غذا، آن ها را خشک یا نمک سود می کرده اند. پس معنی امروزین قدید می شود کنسور. می دانید که عنکبوتان مگس را می گیرند و آنقدر اطراف آن تار می تنند که مگس در میان تارهای آن ها دفن می شود. در واقع مولوی این عمل را به این تعبیر می کند که عنکبوت با گوشت مگس کنسرو درست می کند و  آن را برای آینده ذخیره می کند. تمام عمر عنکبوت، صرف کمین کردن، دام تنیدن، گرفتن مگس و قدید کردن آن سپری می شود. هر بار، اندکی از قدیدهایش را می خورد و دوباره به شکار مگس و قدید کردن آن می پردازد. عنکبوت حتی مگس تازه هم نمی خورد، بلکه همواره مگس مانده و قدیدشده می خورد. اکنون ببینید در این عمل عنکبوتان سه نکته نهفته است: نخست به مگس یعنی به غذایی حقیر اکتفا کردن، دوم قدید یا ذخیره کردن و سوم همواره غذای مانده خوردن.

در واقع مولوی کسانی را که همه عمر کارشان انباشت کردن است فرقی نمی کند چه چیزی را به عنکبوت تشبیه می کند. اما افرادی که همه زندگی شان انباشت و قدید کردن است، معمولا هم عمرشان صرف چیزهای حقیر می شود. اینان همواره نیز اسیر گذشته اند: حرف های قدیمی، اختلافات گذشته، افتخارات نیاکان، ثروت گذشتگان و نظایر این.

ما نیامده ایم که انباشت کنیم. اما عده ای فقط می دوند که انباشت و آن را برای روزی قدید کنند که خودشان هم نمی دانند کی خواهد بود. برای عده ای انباشت کردن و قدید کردن انواع چیزها هدف شده است. در حالی که زندگی» جاندارتر « است.

یعنی زیستن به گونه ای که همواره زنده تر و همواره خودش هدف است. زندگی هدف سر خود است.

 ببینید ما همه انسان ها را عاقل )برخوردار از قوه تمییز( می دانیم، اما میزان بهره هوشی انسان ها متفاوت است. پس درجه عقلانیت ما متفاوت است.

به همین ترتیب ما همه جانداریم و زنده ایم اما درجه زنده بودن ما متفاوت است.

در هر صورت مولوی آنان که همه هدف زندگی شان انباشت و قدید کردن است و آنانی که در زندگی به اهداف و مسائل حقیر اکتفا می کنند و آنانی را که همیشه در بند گذشته اند، عنکبوت صفت می داند و آنان را در برابر عارفان قرار می دهد.

می گوید عارفان هر لحظه دو بار عید می کنند. یعنی هم هنگام دم و هم هنگام بازدم نشاط تازه ای می گیرند. تا به حال عزیز از سفر بازگشته ای را عمیق بوسیده اید؟ بوسه در فاصله یک دم و بازدم اتفاق می افتد. نفسی می گیریم و بوسه ای می رباییم. هم پیش از بوسیدن نشاط می گیریم و هم پس از بوسیدن. اکنون عارفان که همه وجودشان احساس حضور و آگاهی عمیق در پیشگاه محبوب است و هر لحظه با محبوب به سر می برند.

چنین کسانی در زندگی مجال انباشت و قدید کردن ندارند. وقتی همه وجود کسی انباشته از حضور و آگاهی و درک حال است، دیگر وقت، انرژی و مجالی برای انباشت نمی ماند. عارفان در لحظه و نقدا مصرف می کنند. اما عنکبوت صفتان، نسیه مصرف می کنند . پس از نظر مولوی کسی می تواند اوقات بیشتری را عید داشته باشد که در زندگی از فکر انباشتن و قدید کردن عبود کند. یعنی همواره آنلاین باشد. آنلاین یعنی همواره متصل بودن. نزد عارفان ما عید داشتن یعنی آنلاین بودن با هستی. یعنی با محیط، انسان ها، طبیعت، حیوانات و در یک کلام با کل هستی ارتباطی زنده و سازنده و دلپذیر داشتن. اما این ارتباط با محوریت محبوب و از دریچه محبت است.

عارفان در لحظه زندگی می کنند و غم گذشته و آینده را نمی خورند و کسی که همه چیز را به فردا موکول می کند، سالک نیست.

سعدی نیز می گوید:

                     چو دی رفت و فردا نیاید به دست                حساب از همین یک نفس کن که هست

آنان که همه هدفشان انباشت و قدید کردن است، بخشی از روزی حالشان صرف نگهداری ذخیره های گذشته شان می شود و بخش دیگر آن نیز صرف نگرانی و محاسبه برای افزودن بر آن در آینده و این داستان وقتی افسوسناک می شود که آنچه نگرانش هستیم مگس گون و حقیر نیز باشد.

اما به طور کلی چیزی که عمرمان را صرف کنیم و هدفمان ذخیره کردن آن باشد، عنکبوتی عمل کرده ایم. ذخیره ثروت، قدرت، شهرت و حتی علم اگر معطوف به هدف والاتری نباشد و خودِ » بیشتر داشتن «موضوعیت پیدا کند، از ما عنکبوتی می سازد که کارش قدید گری است. و هر کس کارش قدید گری باشد عید به زندگی او راه ندارد.

در واقع نکته این است که افسوس برای گذشته یا نگرانی برای آینده، در وجود ما و در زندگی ما آنتروپیو بی نظمی ایجاد می کند. گاهی می بینیم وقتی بزرگ ترها دعوایشان می شود، مسائل و اختلافات سال های دور را دوباره پیش می کشند وزنده می کنند. این ماندن در گذشته است. یعنی آنان یک نطفه آنتروپی زا را در وجود خود حفظ کرده اند که هر گاه شرایط مساعد می شود، آن نطفه شروع به تکثیر می کند و آنتروپی می آفریند .

پس اولین گام برای داشتن فناوری تولید عید، این است که یک ارزیابی از خود بکنیم که آیا زندگی مانعنکبوتی است یا نه؟

آیا بخش بزرگی از تلاشمان و نگرانی مان و صرف انرژی مان و دویدنمان برای ذخیره است و برای حفظ ذخیره های گذشته مان است یا نه؟ این که چه چیزی ذخیره می کنیم تفاوتی در مسئله ایجاد نمی کند. ممکن است کسی همه همتش انباشت ثروت باشد، یعنی وقت، آرامش، عمر، سلامت و روزی های حال خود را وقف قدید کردن ثروت می کند. چرایش را نمی داند فقط می داند که تورم است و اگر نکوشد ارزش ثروتش کم می شود. فقط می داند که رقبایش سخت در تلاشند و دارند از او سبقت می گیرند و باید بیشتر بکوشد.

فقط می داند که اگر فلان سهام را بخرد تا سال دیگر سودش دوبرابر می شود. فقط می داند که بانک ها وام با سود 10 درصد می دهند و نرخ بهره بازار 10 درصد است پس می تواند وام بگیرد و از این مابه التفاوت سود ببرد و نظایر این ها. به همین ترتیب ممکن است فرد دیگری همه همتش انباشت قدرت باشد و تمام تلاشش این باشد که با روش های مختلف رقبای خود را حذف یا نابود و قدرت خود را بیشتر کند. ممکن است فرد دیگری تمام انرژی اش صرف کسب شهرت و محبوبیت شود. به همین ترتیب، یکی را مد اسیر کند، یکی را لباس، یکی را خودرو، یکی را دین فروشی و ریا، یکی را جاه یعنی وجیه بودن در میان خلق و یکی را علم. آری حتی علم !

اگر فرد همه هدفش این شد که در علم سرآمد باشد، مقاله بیشتری بنویسد، شهره عالم شود، فلان رتبه یا جایزه رابگیرد و همه برایش کف بزنند او نیز رفتارش عنکبوتی است.

علم از جنس نور است. یعنی همچون نور، روشنی بخش و گرمابخش است. اگر علم نتواند این دو ویژگی را در ما ایجاد کند، ما عالم تر نشده ایم، بلکه ذهن ما انباری از نظریه ها و مفاهیم غریب و حرف های قشنگ شده است و این ها را انبار کرده ایم تا بفروشیم. چنین کسی ذهنش سوپرمارکتی است.

که چیزهای زیادی را در آن انبار کرده است تا بفروشد و دایم هم تلاش می کند تا این انبارش بزرگ تر شود. پس کسی که ظاهرا خیلی عالم است اما حضورش برای خودش، خانواده اش، جامعه اش و جهانیان مایه محبت و صفا و گرمی و مایه روشنی نیست، او نیز عنکبوتی عمل می کند. یادمان نرود که گرمی و روشنی در زندگی ما موجب کاهش بی نظمی و آشوب یعنی کاهش آنتروپی می شود. وقتی نور نیست راه ها را از چاه ها باز نمی شناسیم. وقتی گرمی هم نیست، امکان حرکت از ما سلب می شود و علم باید این دو را با خودش بیاورد. عالم حقیقی کسی است که وجودش نورآفرین و گرمابخش است. کسی که ظاهرا خیلی عالم است و از ده ها مرکز و صدها استاد تاییدیه علمی، مقاله و کتاب دارد، اما هنوز ناشکیبا، بداندیش، بدکلام، بدگمان، پرنخوت و بی گذشت است، او نیز عنکبوتی بیش نیست که فقط علم قدید کرده است و چنین می شود کسی که همه همتش مصروف قدید کردن ثروت یا شهرت یا قدرت یا دین فروشی و جاه یا علم می شود، دیگر گذشت یا وقت یا حوصله ای ندارد که در زمان حال یا برای درک حال صرف کند. پس دیگر گذشت ندارد به دیگران سلام کند، حوصله ندارد دلی را به دست آورد، وقت ندارد به مادرش سری بزند، در شأن خود نمی داند برای کمک به همسرش ظرفی بشوید، وقت ندارد فرزندش را به مدرسه برساند، حوصله ندارد به درد دلی گوش کند، وقت ندارد کتابی بخواند، وقت ندارد کنسرتی را ببیند، اهمیتی نمی دهد که بچه گربه ای را نوازش کند، وقت ندارد گلی را آب دهد و در یک کلام، وقت ندارد خودش را ببیند.

 

ادامه دارد...

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :