دانستنیهای سپیتام

1396/08/30 13:31

دانستنیهای سپیتام مهر 96

 

 

 

 

 

 

 

صحبت با شما:

همراهان و همکاران عزیز و همیشگی سپیتام

با سلام

Not Only Product, But an Intelligent Support!

نه فقط یک محصول، بلکه یک حمایت هوشمندانه! 

این جمله را بعد از مدتها طوفان فکری و چلنجی که داشتیم به عنوان ویژن خودمان انتخاب کردیم. دلیلش هم این بود که می خواستیم کمی عمیق تر به بیزینس خود نگاه کنیم.

نگاهی فراتر از ارائه محصول و صرفا انجام یک معامله! نگاهی که می تواند جدا از ارایه یک محصول، کمک فکری و علمی در جهت بالاتر بردن توانمندی های مدیریتی افراد مرتبط با ما را نیز شامل شود.

امروزه در کشور های توسعه یافته دیگر شرکت ها اهداف سطحی و کوتاه مدت را به عنوان چشم انداز خود در نظر نمی گیرند، بلکه سعی می کنند با دیدی عمیق تر نیاز ها و خلا های واقعی جامعه خود را یافته و  آن را برطرف کنند. 

پیدا کردن دردهای جامعه و یافتن راه حل برای آن و حل کردن آن در فعالیت های یک کسب و کار می تواند باعث توسعه هر کشوری شود. این نگاه باعث می شود حتی من و شمایی که تا الان فکر می کردیم کارمان فقط CCTV، فیبرنوری، دوربین مداربسته و ... است کمی دقیق تر به جامعه خود نگاه کنیم کمی وسواس بیشتری داشته باشیم و کمی برای جامعه امان دلواپس باشیم.

دوستان عزیزم بدین وسیله از شما عزیزان دعوت می کنم که در نمایشگاه ایپاس که در تاریخ  24 الی 27 مهر ماه در محل مصلی امام خمینی در غرفه B13 برگزار می شود، از دستاوردهای ما بازدید نمایید.

مشتاق دیدار همه شما عزیزان هستیم.

تیم مدیریتی شرکت سپیتام

 

 

مقاله منتخب این ماه:

چالش های PoE در سوییچ های شبکه

 

 

معرفی محصول:

 

مقاله مدیریتی:

تفاوت دو دیدگاه و نحوه تصمیم گیری

تفاوت دو دیدگاه و تفاوت در نحوه تصمیم گیری آدم هاست که سرنوشت آنها را تغییر می دهد

2 شخصیت هم سن و سال را در نظر بگیرید،

شخصیت اول: یکی جوان دیپلم فنی، 3 سال بیکار، بی حس و حال، بی هدف، پارتی دارد.

شخصیت دوم: 3 سال به عنوان نصاب در شرکت های مختلف کار کرده. هدفمند، اکتیو وباانگیزه و موفق درآمد حداقل 3م در ماه، پارتی ندارد.

این دو شخصیت چه تفاوتی با هم دارند؟ چرا دومی الان باید درآمد 3 م داشته باشد و اولی پس از 3 سال رو انداختن به این و آن همچنان بیکار باشد؟ چرا در دنیای مدرن این افراد هستند که باید شغل مناسب خود را بسازند و نه اینکه دولت شغل بسازد و به بیکاران بدهد؟

یک برش از زندگی این دو نفر می تواند تفاوت در تصمیم گیری این دو فرد و نهایتا تفاوت زندگی انها را مشخص کند.نفر اول پارتی کلفتی دارد در یک شرکت کاملا تخصصی بصورت آزمایشی استخدام می شود. از آنجاییکه دلش به پارتی اش خوش است انگیزه ---- هم نشان دادن خود و قابلیت هایش ندارد. صبح می اید و عصر زودتر از بقیه جیم می زند. مدیر شرکت زیر نظرش دارد، فراری بودن این شخص از کار را کاملا حس کرده است. به او تذکر می دهد که انگیزه بیشتری داشته باشد. اصطلاحا خودی نشان دهد. خوب کمی بهتر می شود اما نه کاملا!

پروژه های تخصصی که در این شرکت وجود دارد هر کدام مانند یک کارگاه آموزشی به مبلغ 500 هزار تومان ارزش دارد که یاد گرفتن آن می تواند زندگی شغلی جوان اول را از این رو به آن رو کند.

از او می خواهد در دوره آموزشی به نیروهای فنی شرکت ملحق شود و علاوه بر کمک، آموزش هم ببیند. اما حقوق او در این دوره سه ماهه آموزشی 900 هزار تومان است.

سه ماه، ماهی 900 هزار تومان در عوض دوره آموزشی هم صورت عملی طی میکند و بعد از 3 ماه براحتی می تواند در هر شرکت متخصص در آن زمینه حداقل به عنوان نصاب دوربین فعالیت کند. با تجربه ای که دارد حقوق بالاتری هم درخواست کندو خوب به نظر شما این فرد چه تصمیمی می گیرد؟ بله این شخص قبول نمی کند. اعتراض می کند حقوق او پایین است و از کارش بیرون می آید.

حال شخص دوم را نظر بگیرید، در حال حاضر خود پروژه دارد. اما از نظر فنی می خواهد تخصص آن شرکت مورد نظر را هم آموزش ببیند و به اصطلاح به علم و فن و تجربه خود بیافزاید.

با شرکت مورد نظر تماس می گیرد و اعلام می کند حاضر است به عنوان نیروی فنی و رایگان در پروژه ها شرکت کند و در عوض آموزش ببیند!!!

خیلی جالب شد.! تفاوت ها را دیدید؟ به راحتی می توان درک کرد چرا آدم ها یا در مسیر موفقیت هستند یا در مسیر درجازدن. لحظه ای فکر می کنند یا طولانی مدت.

 هدف دارند یا بی هدف هستند.

اگر کاندیدای ریاست جمهوری اعلام می کند که شغل برای بیکاران مهیا می کند به نظر من چرت محض است. وقتی شخص بیکار منتظر است که در خانه اش را بزنند و به او شغل با درآمد مکفی بدهند، این اتفاق هرگز انجام خوشی نخواهد داشت حتی اگر هم با استفاده از پارتی بتواند در یک جای دولتی استخدام شود. این شخص هیچ گاه از کاری که می کند لذت نبرده و در آن جایگاه ابدا موثر نخواهد بود.

و می شود از آن دست افرادی که پشت میز می نشینند تا ساعات عمرشان بیهوده هدر شود و پول بیت المال را بگیرند و خرج کنند. همین می شود که کشور ما جهان سومی باقی می ماند.

در صورتی که اشخاص باید آنقدر خود و توانمندی های خود را بشناسند و انگیزه داشته باشند تا خودشان آن شغلی که دوست دارند را پیدا کنند و به هر طریق که شده مثلا کار کردن بصورت رایگان برای مدتی خود را وارد آن کرده و از آن کسب درآمد کنند.

دوستی داشته که مهندسی صنایع خوانده بود در آن سالی که خیل عظیمی از مهندسان صنایع بیکار نشسته بودند تا تق تق درب خانه شان را بزنند و دعوت به کارشان کنند، دوست من در یک شرکت مرتبط با کاری که دوست داشت مذاکره کرد تا یک سال بصورت رایگان در آن شرکت کار کند در عوض و در آموزش ببیند. بعد از یک سال با تجربه ای که کسب کرده بود یک ضرب به سمت مدیریت تضمین کیفیت در یک شرکت بسیار بزرگ قطعه ساز استخدام شد و سریعا پیشرفت کرد.

 این تفاوت بین دیدگاه های آدم هاست که باعث تفاوت بین درآمد ها و جایگاه های آنها می شود. غر زدن و انتظار داشتن از دولت و دست روی دست گذاشتن و نا امید بودن همه و همه به خاطر عدم درک درست ما از موفقت است.

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :