دانستنیهای سپیتام

1396/08/30 14:12

دانستنیهای سپیتام آبان 96

 

 

 

 

 

صحبت با شما:

همراهان و همکاران عزیز و همیشگی سپیتام

با سلام

ضمن تشکر از کلیه کسانی که در نمایشگاه ایپاس از غرفه ما دیدن کردند و ما را با حضورشان خرسند نمودند. مشتریان قدیمی دیدنشان نشاط آور بود. همچنین ملاقات بعضی از مشتریان و همکارانی که فقط صدایشان را از پشت تلفن شنیده بودیم ذوق زده امان می کرد. مشتریان جدیدی که خواستار همکاری صمیمانه با ما بودند باعث شد خستگی از تنمان بیرون برود و  انرژی و انگیزه ما بیش از گذشته شود.

چشم انداز و ماموریتی که تعریف کرده بودیم را یک بار دیگر اینجا می نویسیم تا فراموش نکنیم چه اهدافی داریم و در چه راهی قدم گذاشته ایم.


چشم انداز سپیتام: 
نه فقط محصول، بلکه برآورده کردن نیاز کسانی که 
می خواهند هوشمندانه تر انجام دهند.

ماموریت سپیتام:

به عنوان برندی نوآور و متخصص و با اتکا بر دانش فنی نیرو های خود، نیازهای انتقال سیگنال را در پروژه های CCTV و Communication Network ، برای مشتریان خاص برآورده می نماییم.

تیم مدیریتی شرکت سپیتام

 

 لطفا ما را به دیگران معرفی کنید!

 

مقاله منتخب این ماه:

GPON چیست؟

 

معرفی محصول:

مقاله مدیریتی:

برای فروش هرگز التماس نکنید!

امسال در نمایشگاه ایپاس خیلی از فروشندگانی که به نحوی کالا یا خدماتشان به درد ما میخورد به سراغمان می آمدند و کارت ویزیت و کاتالوگهایشان را به ما ارایه می دادند.

در یکی از همین بازاریابی ها و توی شلوغی مراجعه کنندگان، آقا و خانومی وارد غرفه ما شدند.  اندک شناختی از آقا داشتم و میدانستم تازه وارد سیستم فروش یک شرکت وارد کننده کابل های شبکه شده. قبلا چند بار تماس گرفته بود و بارها درخواست کرده بود که نمایندگی محصولاتش را به ما بدهد.

از آنجاییکه کار اصلی شرکت ما تجهیزات اکتیو فیبر نوری است و تجهیزات پسیو مثل کابل شبکه جزو حواشی کار ماست تمایلی نداشتیم که تمرکز شرکت را بهم بزنیم و وارد فضاها و دردسرهای نمایندگی تجهیزات پسیو مثل کابل بشویم. کما اینکه سرس های خیلی خوب هم برای خرید داشتیم که نیاز مارا تامین میکرد.

لذا وقتی دوباره شروع به اصرار کرد که مگه از پول بدت می آید؟  بیا و با ما کار کن و سود ببر! قیمتهای خوب نمایندگی می دهم که بتوانی کار کنی.

خیلی منطقی به او توضیح دادم که جای اشتباهی برای بازاریابی آمده . ما انباری برای این تجهیزات نداریم. اگر هم برای پروژه جنسی بخواهیم آنقدر شرکتهای ایرانی  هست که از آنها با قیمت خوب و با شرایط پرداخت خوب خرید کنیم.

 نمیدانم کجای حرفم ایراد داشت که یهو تن صدایش را بالا برد و در حالیکه رگ گردنش بیرون زده بود اصرار پشت اصرار که محصولات ما فلان جایی است و ما به فلان جاها جنس دادیم و کیفیت ما فلان و ... .

نحوه برخورد آنقدر غیر قابل تحمل بود که برای فرار از این بحث بیهوده  گفتم باشه! ما نمایندگی شما را قبول می کنیم. از شما جنس می خریم و فوراً هم تسویه می کنیم. در حالیکه با غیض من را نگاه می کرد گفت من به خاطراینکه شما را خوب می شناسم می خواهم به شما نمایندگی بدهم اما برای نمایندگی گرفتن باید چکی به مبلغ ?? میلیون تومان به ما بدهید تا ما انبار شما را پر کنیم. هر وقت انبار خالی شد مجدد پر میکنیم!

 بد جایی گیر کرده بودم. طرف به زور می خواست نمایندگی جنسی را به من بدهد که من نمیخواستم و در ازای این منت، چک هم می خواست. سعی کردم اوضاع را کنترل کنم و مجدد توضیح بدهم که استراتژی شرکت ما انبار داری این تجهیزات نیست. در ضمن نیازی به چک و این حرفها نیست ما هر بار خرید می کنیم همان روز تسویه می کنیم. اقای مدیر فروش در حالیکه عصبانی تر به نظر می رسید گفت نخیر خانوم محترم! من نمیتوانم قیمت نمایندگی بدهم. در این صورت باید قیمت پروژه که قیمت بالایی است را به شما بدهم.

(می خواهی بخواه نمی خواهی مجبوری که بخواهی!) مانده بودم در عجب که این چه نوع بازاریابی است. توی بازار رقابتی شدیدی که در کابل شبکه وجود دارد و با وجود اینهمه شرکتهای تولید کننده ایرانی با کیفیت، مدیر فروش این شرکت وارد کننده بدون هیچ مزیت رقابتی و خیلی احمقانه و مضحک میخواهد جنسش را بفروش برساند.

خلاصه که در نهایت به نتیجه نرسیدیم و اقای مدیر فروش و همکارش با عصبانیت از غرفه ما خارج شدند.

وقتی از غرفه بیرون رفتند خدا را شکر کردم که بحث بیش از این ادامه پیدا نکرد وگرنه حتما  کتک میخوردم!

هنوز در عجبم که خیلی از شرکتهای ایرانی چه وارد کننده چه تولید کننده، اصول اولیه بازاریابی و فروش را بلد نیستند و آنقدر از مرحله پرتند که علاوه براینکه تارگتشان را اشتباه انتخاب می کنند با زور و توهین و فشار و حتی التماس   میخواهند جنسشان را جا بیندازند. بعد ناله میکنند بازار خراب است. آخر برادر من تو اول برو اصول مذاکره را یاد بگیر کمی هوش هیجانی خودت را بالا ببر و سعی کن مخاطب خودت را بیشتر درک کنی و بازار خودت را بیشتر بشناسی،  بعد بیا غر بزن و ناله کن که رکود است و فروش نداری.

 

نویسنده: اکرم رمضانی

شرکت سپیتام

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها :